دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۳

مولوی
نومید نیم گرچه ز من ببریدی یا بر سر من یار دگر بگزیدی
تا جان دارم غم تو خواهم خوردن بسیار امیدهاست در نومیدی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیف وفاداری بی‌پایان و امید راسخ در برابر ناامیدی می‌پردازد. فضا، فضایِ ایستادگیِ عاشق در برابر بی‌وفاییِ معشوق است که با وجودِ طرد شدن، همچنان شعله‌ی اشتیاق را در دل روشن نگاه می‌دارد.

مفهومِ بنیادین این سخن، باور به این حقیقت است که در سخت‌ترین شرایط و در اوجِ دل‌شکستگی، باز هم دریچه‌ای از امید گشوده است. این نگاه، نوعی از صبوریِ عاشقانه و تسلیم‌ناپذیریِ درونی را به تصویر می‌کشد که فراتر از رفتارهای متغیرِ معشوق است.

معنای روان

نومید نیم گرچه ز من ببریدی یا بر سر من یار دگر بگزیدی

اگرچه تو پیوندِ خود را با من گسستی و یا دیگری را به جای من برگزیدی، اما من همچنان ناامید نیستم.

نکته ادبی: «نومید نیم» مخفف «ناامید نیستم» است؛ «بریدن» در ادبیات کلاسیک کنایه از قطع کردنِ رابطه و دوری گزیدن است.

تا جان دارم غم تو خواهم خوردن بسیار امیدهاست در نومیدی

تا زمانی که جان در بدن دارم، غم عشق تو را به جان خواهم خرید، چرا که در عمقِ ناامیدی، دریچه‌هایی از امید نهفته است.

نکته ادبی: «غم خوردن» در زبانِ کهن به معنای غصه‌دار شدن و دل‌بستگی است؛ «نومیدی» نیز در اینجا نمادِ بن‌بستِ ظاهری است که در بطنِ خود، نویدبخشِ گشایش است.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) بسیار امیدهاست در نومیدی

جمع کردن دو مفهوم متضاد امید و ناامیدی در یک گزاره برای بیانِ عمقِ پایداری عاشق.

کنایه غم تو را خوردن

کنایه از در بندِ عشقِ کسی بودن و رنجِ دوری را با جان و دل پذیرفتن.