دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۱

مولوی
ناخوانده به هرجا که روی غم باشی ور خوانده روی تو محرم آن دم باشی
تا کافر را خدا نخواند نرود شرمت بادا ز کافری کم باشی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ضرورت حفظ عزت نفس و رعایت آداب معاشرت تأکید دارد و به مخاطب می‌آموزد که حضور بی‌دعوت در هر محفل یا حریمی، جز اندوه و خواری نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

شاعر با بیانی توبیخ‌آمیز و در عین حال حکیمانه، مقام انسان را با تمثیلِ «کافر» می‌سنجد و یادآور می‌شود که حتی کسی که از دایره‌ی باورهای راستین بیرون است، دست‌کم آدابِ حضور را می‌داند و تا فراخوانده نشود، گام پیش نمی‌نهد.

معنای روان

ناخوانده به هرجا که روی غم باشی ور خوانده روی تو محرم آن دم باشی

اگر بدون دعوت به هر جایی وارد شوی، جز غم و پشیمانی نصیبی نخواهی برد؛ اما اگر تو را فراخوانده باشند، در همان لحظه به مقامِ محرمی و همدلی دست می‌یابی.

نکته ادبی: تضاد میان «ناخوانده» و «خوانده» محور اصلی معنایی بیت است. «محرم» در اینجا به معنای کسی است که به حریمِ احترام راه یافته است.

تا کافر را خدا نخواند نرود شرمت بادا ز کافری کم باشی

حتی فردی که باورهای دینی ندارد، تا زمانی که خداوند او را فرا نخواند، به سویش گام برنمی‌دارد. پس جای شرمساری است اگر رفتار تو از چنین شخصی نیز پست‌تر باشد و بدون دعوت وارد حریم دیگران شوی.

نکته ادبی: شاعر از «تمثیل» استفاده کرده است تا با مقایسه‌ی رفتارِ انسان با «کافر»، قبحِ حضورِ بی‌دعوت را به رخ بکشد.

آرایه‌های ادبی

تضاد ناخوانده / خوانده

تقابل دو وضعیتِ متمایز که پیامدِ حضورِ بدون اجازه و با اجازه را به تصویر می‌کشد.

تمثیل تا کافر را خدا نخواند نرود

استفاده از یک باور یا منطقِ استدلالی برای اثباتِ اینکه رعایتِ ادب و انتظار برای دعوت، یک اصلِ عمومی است که حتی کافران نیز به آن پایبندند.

تلمیح کافر

اشاره به مقامِ طردشدگی یا بی‌اعتقادی که در اینجا برای سرزنشِ مخاطب به کار رفته است.