دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۷۰

مولوی
می فرماید خدا که ای هرجائی از عام ببر که خاص آن مائی
با ما خو کن که عاقبت آن دلدار پیشت آید شبانگه تنهائی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوتی است عاشقانه از سوی حضرت حق به جان آدمی که از پراکندگی‌های دنیوی و تعلقاتِ توده مردم دست بشوید و به یگانگی و قرب الهی روی آورد. فضا، فضای خلوت‌نشینی و پالایش روح است که در آن سالک تشویق می‌شود از هیاهوی عامه ببرد تا به جایگاه خاصِ قربِ محبوب برسد.

شاعر در این کلام، تنهایی و خلوت‌گزینی را نه به معنای انزوا، بلکه فرصتی برای دیدارِ حقیقتِ وجود دانسته است. پیام اصلی این است که اگر انسان در دورانِ زندگی، انس و الفتی با معبودِ حقیقی ایجاد کند، در هنگامه‌های تنهایی و غربتِ روح، او را تنها نخواهد گذاشت و این محبوبِ ازلی، پناه و مونس او خواهد بود.

معنای روان

می فرماید خدا که ای هرجائی از عام ببر که خاص آن مائی

خداوند خطاب به آدمی که ذهن و جانش در پیِ امور گوناگون و بی‌ثمر سرگردان است، می‌فرماید: از وابستگی به جمعِ ناآگاه و امورِ دنیوی بگذر و دل از آن‌ها بکن؛ زیرا تو برای رسیدن به مقامی برگزیده و خاص که متعلق به من است، آفریده شده‌ای.

نکته ادبی: واژه «هرجائی» در اینجا به کنایه از کسی به کار رفته که تعلق خاطرش به غیر خداست و «عام» در برابر «خاص» به توده مردم یا امور روزمره اشاره دارد.

با ما خو کن که عاقبت آن دلدار پیشت آید شبانگه تنهائی

با من انس بگیر و رابطه خود را با من مستحکم کن، چرا که در نهایت، آن یارِ حقیقی و دلدارِ اصلی، در لحظات تنهایی و خلوتِ شب‌هنگامِ تو به سراغت خواهد آمد و تو را تنها نمی‌گذارد.

نکته ادبی: «شبانگه» نمادی از زمان‌های سکون، مرگ یا خلوتِ باطن است و «خو کردن» به معنای عادت کردن و ایجاد انس و الفت در مسیرِ سلوک است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) عام و خاص

تقابل میان عامه مردم و امور دنیوی با جایگاه والای قرب الهی برای تاکید بر ضرورت دوری از کثرت و روی آوردن به وحدت.

کنایه شبانگه تنهائی

کنایه از لحظاتِ دشوارِ زندگی، سکوتِ باطن، یا زمانِ بازگشتِ روح به سوی معبود که وقتِ اصلیِ ظهورِ تجلیات الهی است.