دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۴

مولوی
من دوش به کاسهٔ رباب سحری می نالیدم ترانهٔ کاسه گری
با کاسهٔ می درآمد آن رشک پری گفتا که اگر کاسه زنی کوزه خوری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، صحنه‌ای شاعرانه و عارفانه را ترسیم می‌کنند که در آن شاعر در حال نواختن رباب در لحظات روحانی سحرگاه است. او با ساز خود ناله‌هایی از سر سوز و گداز دارد که بیانگر حال درونی اوست.

در این میان، ظهور معشوق با جامی از شراب، فضایی از شور و سرمستی را به مجلس اضافه می‌کند. او با گفتاری طنازانه، شاعر را از انحصارِ صِرف در موسیقی و ساز، به سمت تجربه و چشیدن لذت شراب فرا می‌خواند تا میان هنرِ ساز و سرمستیِ باده‌نوشی پیوندی برقرار کند.

معنای روان

من دوش به کاسهٔ رباب سحری می نالیدم ترانهٔ کاسه گری

دیشب در لحظاتِ سحرگاه، در حالی که مشغولِ نواختنِ سازِ رباب بودم، با صدای طنین‌اندازِ آن (کاسه)، نغمه‌ای سرشار از غم و سوز و گداز سر می‌دادم.

نکته ادبی: «دوش» به معنای دیشب است و «کاسه» در رباب به بخشِ اصلی و توخالیِ ساز گفته می‌شود که صدای ساز از آن برمی‌خیزد.

با کاسهٔ می درآمد آن رشک پری گفتا که اگر کاسه زنی کوزه خوری

در همین حال، آن زیبارویی که پریان نیز در برابرِ زیبایی‌اش احساسِ حقارت می‌کنند، با جامی از شراب نزدِ من آمد و گفت: اگر تو اهلِ نواختنِ این ساز هستی، باید جرعه‌نوشِ باده نیز باشی.

نکته ادبی: «رشکِ پری» کنایه از زیباییِ بی‌همتاست. «کاسه زنی» و «کوزه خوری» ایهام و تناسبی طنزآمیز میان هنرِ نوازندگی و عملِ باده‌نوشی برقرار کرده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه رشک پری

اشاره به زیبایی خیره‌کننده معشوق که باعث حسادت پریان می‌شود.

ایهام و تناسب کاسه زنی، کوزه خوری

بازی با واژگان ابزارهای موسیقی و باده‌نوشی برای القای دعوت به لذت‌جویی در کنار هنر.