دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۶۲

مولوی
من خشک لب ار با تو دم تر زدمی در عشق تو عالمی به هم برزدمی
یک بوسه اگر لبم توانستی داد بر پای تو دستک ز بر سر زدمی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شدت اشتیاق و بی‌قراری عاشقی است که در فراق، روزگار را به سختی سپری می‌کند. شاعر با استفاده از مضامین اغراق‌آمیز، عمق ارادت خود را نشان می‌دهد و تأکید می‌کند که وصال یار، چنان تأثیر شگرفی بر او می‌گذارد که تمام جهان برایش دگرگون می‌شود.

در این فضا، عشق نه یک حس آرام، بلکه نیرویی طوفانی و پرشور است که عاشق را از خود بی‌خود می‌کند. شاعر با تصویرسازی‌های جسورانه، شادی حاصل از کوچک‌ترین توجه معشوق را به پایکوبی و آشفتگیِ شورانگیز تشبیه می‌کند.

معنای روان

من خشک لب ار با تو دم تر زدمی در عشق تو عالمی به هم برزدمی

اگر من که لبانم از شدت عطشِ دیدار تو خشک شده است، فرصتی می‌یافتم تا با تو هم‌سخن شوم یا بوسه‌ای بستانم، چنان شوری در من برانگیخته می‌شد که حاضر بودم در راه عشق تو، تمامی نظم جهان را برهم بزنم و آشوب به پا کنم.

نکته ادبی: دم تر زدن در اینجا کنایه از سخن گفتن یا بوسه گرفتن است و عالم به هم بر زدن کنایه از ایجاد آشوب و زیر و رو کردن وضعیت موجود به دلیل شدت هیجان عاشقانه است.

یک بوسه اگر لبم توانستی داد بر پای تو دستک ز بر سر زدمی

اگر بخت یاری می‌کرد و لبان من به بوسه‌ای از جانب تو می‌رسید، از شدت این خوشحالی و سرور، چنان به پایکوبی و دست‌افشانی می‌پرداختم که گویی عقل از سرم پریده و در عالم بی‌خودی غرق شده‌ام.

نکته ادبی: دستک زدن اشاره به رقص و پایکوبی از سرِ شادی دارد و عبارت بر سر زدن در این بیت نه به معنای سوگواری، بلکه کنایه از بی‌اختیاری، شوریدگی و هیجان بسیار زیاد است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه عالمی به هم برزدمی

شاعر برای نشان دادن شدت عشق خود، تأثیر آن را به اندازه‌ای بزرگ جلوه می‌دهد که گویی می‌تواند تمام عالم را دگرگون کند.

کنایه دم تر زدن

کنایه از سخن گفتن یا بوسیدن است که با توجه به عبارت خشک‌لب، تضادی معنایی با خشکی لب ایجاد کرده است.

تصویرسازی دستک زدن بر سر زدن

ترسیم تصویری از حالتِ شوریدگی و رقص و پایکوبیِ عاشق در لحظه رسیدن به وصال معشوق.