دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۶

مولوی
من با تو چنین سوخته خرمن تا کی وز ما تو چنین کشیده دامن تا کی
این کار به کام دشمنانم تا چند من در غم تو، تو فارغ از من تا کی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شکوه و گلایه عاشق دل‌سوخته‌ای است که در آتش هجران و بی‌اعتنایی معشوق می‌سوزد و از تداوم این وضعیت رنج می‌برد. شاعر با پرسش‌های پیاپی، دوری و سردی رفتار معشوق را به تصویر می‌کشد که در نهایت تنها موجب شادمانی دشمنان و رقیبان شده است.

فضای حاکم بر این سخن، فضای ملال، بی‌پناهی و سرخوردگی از بی‌توجهی معشوق است. شاعر به دنبال پاسخی برای این بی‌مهری‌ها می‌گردد و از این که تمام زندگی و هستی‌اش در راه این عشق به خاکستر بدل شده، اما طرف مقابل همچنان بی‌خیال است، ابراز ناخشنودی می‌کند.

معنای روان

من با تو چنین سوخته خرمن تا کی وز ما تو چنین کشیده دامن تا کی

تا کی باید به خاطر عشق تو، زندگی و هستی‌ام مثل خرمنی در آتش بسوزد و خاکستر شود؟

نکته ادبی: سوخته‌خرمن کنایه از نابودی کامل هستی و داراییِ وجودیِ عاشق است.

این کار به کام دشمنانم تا چند من در غم تو، تو فارغ از من تا کی

و تا چه زمانی تو می‌خواهی با بی‌اعتنایی و غرور از من فاصله بگیری و دامن خود را از دسترس من بیرون بکشی؟

نکته ادبی: کشیدن دامن کنایه از دوری جستن، تکبر ورزیدن و نادیده گرفتن عاشق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سوخته خرمن

اشاره به ویرانی کامل هستی و زوال زندگی عاشق در راه عشق.

کنایه کشیده دامن

نماد بی‌اعتنایی، دوری گزیدن و تکبر معشوق در برابر عاشق.

تضاد (طباق) من در غم تو، تو فارغ از من

تقابل میان اندوهِ عاشق و بی‌خیالی معشوق برای نشان دادن عمق بی‌مهری.

تکرار تا کی / تا چند

تکرار این پرسش‌ها برای برجسته‌سازی شکایت، تداوم درد و استیصال عاشق.