دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۵

مولوی
مست است خبر از تو و یا خود خبری خیره است نظر در تو و با تو نظری
درهم شده خانهٔ دل از حور و پری وز دیده تو از گو شککی می نگری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیف حال‌وهوای عاشق سرگشته‌ای می‌پردازد که در مواجهه با جمالِ محبوب، دچارِ حیرت و بی‌خودی شده است. در این فضای شاعرانه، عقل و حواسِ عاشق چنان درگیرِ کثرتِ خیال‌پردازی‌ها و تماشایِ چهره‌یِ زیبارویان گشته که خانه‌یِ دل از آرامش تهی و به آشوبِ عشق بدل شده است.

شاعر با بیانی که آمیخته به تعجب و مستیِ روحی است، نشان می‌دهد که چگونه نگاهِ عاشق در بندِ محبوب، خیره مانده و تمامِ آگاهی‌ها و وقایعِ پیرامونش، تحت‌الشعاعِ این حضورِ پُرشور و حیرت‌انگیز قرار گرفته است.

معنای روان

مست است خبر از تو و یا خود خبری خیره است نظر در تو و با تو نظری

آیا این خبر و آگاهی که به دست آمده، از مستیِ عشقِ توست و یا اصلاً خبری درباره‌یِ خودِ توست؟ نگاهِ من چنان در تو خیره مانده که گویی هم در تو نگریستن و هم با تو بودن، مرا دچارِ نوعی حیرتِ عمیق و مبهوت‌کننده کرده است.

نکته ادبی: «مست» در اینجا به معنایِ بی‌خودیِ ناشی از عشق است. «خیره» در مقامِ صفتِ فاعلی برایِ «نظر» به کار رفته که به معنایِ نگاهی‌ست که از شدتِ تماشا و حیرت، ثابت و مبهوت مانده است.

درهم شده خانهٔ دل از حور و پری وز دیده تو از گو شککی می نگری

خانه‌یِ دلِ من از تصورات و حضورِ زیبارویان (حور و پری) آشفته و درهم‌ریخته شده است و تو نیز با چشمانِ خود، با نگاهی که آمیخته به تردید یا حالتی خاص است، به ما می‌نگری.

نکته ادبی: «حور و پری» نمادِ زیبایی‌هایِ فریبنده و خیال‌انگیزی است که باعثِ آشفتگیِ درونیِ عاشق شده است. عبارت «گو شککی» به احتمالِ قریب به یقین اشاره به نگاهی تردیدآمیز یا نوعی شیوه‌یِ خاصِ نگریستن دارد که از ابهامِ کلامِ شاعر برآمده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه درهم شدن خانه دل

کنایه از برهم خوردنِ آرامش، تمرکز و سکونِ ذهن و روح به دلیلِ هجومِ عشق و زیبایی‌هایِ خیالی.

مراعات نظیر حور و پری

همنشینی دو واژه‌یِ متجانس که برایِ تأکید بر زیبایی‌هایِ آسمانی و خیالی به کار رفته‌اند.