دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۲

مولوی
مائیم و هوای روی شاهنشاهی در آب حیات عشق او چون ماهی
بیگاه شده است روز ما را صبح است فریاد از این ولولهٔ بیگاهی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احوال عاشقی است که در دریای عشق معشوق ازلی غرق شده و نگاهی فراتر از زمان قراردادی دنیا به هستی دارد. شاعر در فضایی عرفانی، وضعیت درونی خود را که همانا زنده بودن در عشق است، با مفاهیم متعالی تصویر می‌کند.

در این فضا، تضاد میان ظواهر دنیوی (مانند گذشت عمر یا بیگاه شدن روز) و حقیقت درونی سالک (که همیشه در صبح دیدار است) به خوبی ترسیم شده و تلاطم ناشی از این وضعیت خاص، با لحنی پرشور و پراحساس بیان گردیده است.

معنای روان

مائیم و هوای روی شاهنشاهی در آب حیات عشق او چون ماهی

ما تنها در آرزوی دیدار چهره‌ی باشکوه پادشاه جان هستیم و در دریای زنده و حیات‌بخش عشق او، همچون ماهی غوطه‌ور و سرگشته‌ایم.

نکته ادبی: ترکیب «آب حیات» در اینجا استعاره از عشق الهی است که به روح سالک حیات جاودانه می‌بخشد و «ماهی» نماد غرق بودن در این عشق است.

بیگاه شده است روز ما را صبح است فریاد از این ولولهٔ بیگاهی

روزگار عمر ما به پایان نزدیک شده است (وقت تنگ است)، اما در باطن ما هنوز وقت طلوع و آغاز دیدار است؛ فریاد از این هیاهو و سردرگمی که از این تضاد زمانی برآمده است.

نکته ادبی: «بیگاه» به معنای دیرهنگام یا وقت غروب است و تقابل آن با «صبح»، نشان‌دهنده‌ی تضاد احوال عارف با گذر زمان معمول است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون ماهی

تشبیه کردن عاشق به ماهی که در آب عشق غوطه‌ور است برای نشان دادن وابستگی حیاتی به معشوق.

استعاره آب حیات

عشق به معشوق به آب حیاتی تشبیه شده که مایه‌ی جاودانگی و زندگی است.

تضاد (طباق) بیگاه و صبح

قرار دادن دو واژه‌ی متضاد در کنار هم برای نشان دادن تفاوت نگاه عارفانه با زمان معمولی.