دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۵۱

مولوی
مائیم در این زمان زمین پیمائی بگذاشته هر شهر به شهر آرائی
چون کشتی یاوه گشته در دریائی هر روز به منزلی و هرشب جائی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویرگرِ حالِ بی‌قراری و سرگشتگیِ انسان در گذارِ عمر است که او را همچون مسافری دائمی به تصویر می‌کشد که پیوندش با سکون و آرامشِ دنیوی گسسته شده است.

شاعر با بهره‌گیری از تمثیلِ کشتیِ سرگردان، حسِّ ناامنی و بی‌مقصد بودنِ زندگیِ خویش را در پهنه‌ی هستی به شکلی عمیق و اندوهگین بازنمایی می‌کند.

معنای روان

مائیم در این زمان زمین پیمائی بگذاشته هر شهر به شهر آرائی

در این روزگار، ما کسانی هستیم که همواره در حال پیمودن زمین و سفر کردنیم و آسایشِ شهر و دلبستگی به آبادی‌ها را پشتِ سر نهاده‌ایم.

نکته ادبی: زمین‌پیما کنایه از مسافر و رهسپار است و در تقابل با شهرآرایی قرار دارد که به معنای تمایل به سکونت در شهر است.

چون کشتی یاوه گشته در دریائی هر روز به منزلی و هرشب جائی

ما همچون کشتی‌ای هستیم که در دریا راهش را گم کرده و سرگردان مانده است؛ به گونه‌ای که هر روز و هر شب در مکانی متفاوت و بدونِ سرپناهی ثابت به سر می‌بریم.

نکته ادبی: واژه یاوه در اینجا به معنای گم‌کرده راه و سرگردان به کار رفته است که بر بی‌هدفیِ شاعر تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون کشتی یاوه گشته

شاعر، خود و یارانِ هم‌مسیرش را به کشتی‌ای تشبیه کرده که در تلاطمِ دریا سرگردان و بی‌مقصد است.

تضاد زمین‌پیما و شهرآرایی

تقابل میانِ صفتِ پویایی و سفر کردن در برابرِ صفتِ سکونت و قرار گرفتن در شهر.