دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۷

مولوی
مادام که در راه هوا و هوسی از کعبهٔ وصل هردمی باز پسی
در بادیهٔ طلب چو جهدی بنمای باشد که به کعبهٔ وصالش برسی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با لحنی پندآموز، بر ضرورت رهایی از بندهای نفسانی برای نیل به کمال تأکید دارند. شاعر گوشزد می‌کند که وابستگی به امیال دنیوی، مانعی بزرگ در مسیر معنوی است و سالک تا زمانی که درگیر خواسته‌های ناپایدار باشد، از مقصد اصلی که همان قرب الهی است، باز می‌ماند.

در بخش دوم، بر اهمیتِ استقامت و تلاش در مسیرِ طلب اشاره شده است. این مسیر که از آن به «بادیه» یاد شده، عرصه‌ای برای مجاهده و سختی‌کشیدن است و تنها با جهد و همت والا، امیدِ وصال به آن مقصد متعالی زنده خواهد ماند.

معنای روان

مادام که در راه هوا و هوسی از کعبهٔ وصل هردمی باز پسی

تا زمانی که عمر خود را در مسیر امیال نفسانی و هوس‌های زودگذر سپری می‌کنی، همواره از مقصد حقیقی که همان رسیدن به مقام وصال محبوب است، دور خواهی ماند و عقب می‌مانی.

نکته ادبی: هوا و هوس ترکیبی عطفی به معنای خواسته‌های نفسانی است. کعبهٔ وصل اضافه‌ای تشبیهی است که در آن وصال به کعبه تشبیه شده تا نشان‌دهندهٔ مقدس بودن و جایگاه رفیعِ هدف باشد.

در بادیهٔ طلب چو جهدی بنمای باشد که به کعبهٔ وصالش برسی

در این بیابانِ پرخطر و دشوارِ جست‌وجو و طلب، با تمام وجود تلاش و مجاهدت کن؛ امید است که با این استقامت و همت، سرانجام به مقام وصال آن محبوب ازلی برسی.

نکته ادبی: بادیه در لغت به معنای بیابان است و در اینجا استعاره از مسیر دشوارِ سلوک و شناخت است. جهد به معنای کوششِ پیگیر و تلاشِ تمام‌عیار است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کعبهٔ وصل

تشبیه مقامِ وصالِ معشوق به کعبه که مقصدِ نهایی و مقدسِ حاجیان است.

استعاره بادیهٔ طلب

تشبیه مسیرِ دشوارِ جست‌وجوی حق به بیابانی بی‌آب و علف و سخت‌گذر.

تضاد راه هوا و هوس و کعبهٔ وصل

تقابل میانِ امیالِ پستِ دنیوی و اهدافِ متعالی و معنوی.