دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۶

مولوی
لب بر لب هر بوسه ربائی بنهی نوبت چو به ما رسد بهائی بنهی
جرم را همه عفو کنی بی سببی وین جرم مرا تو دست و پائی نهی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده گلایه و شکوه عاشق از تبعیض و بی‌مهری معشوق است. شاعر به زبانی ساده و صریح از اینکه معشوق در برابر دیگران گشاده‌دست و بخشنده است اما در برابر او سخت‌گیر و حساب‌گر رفتار می‌کند، ابراز نارضایتی می‌نماید.

فضای حاکم بر این اشعار، تصویرگر ناامیدی عاشقی است که احساس می‌کند برای معشوق، برخلاف دیگران، فردی متفاوت و طرد شده است. این نگاه به تضاد میان رواداری معشوق با اغیار و سخت‌گیری او با عاشق اشاره دارد.

معنای روان

لب بر لب هر بوسه ربائی بنهی نوبت چو به ما رسد بهائی بنهی

لب‌های خود را بر لب‌های هر دلربایی می‌گذاری و به راحتی با او همراه می‌شوی.

نکته ادبی: بوسه‌ربا: کسی که بوسه می‌رباید؛ کنایه از معشوقی که به راحتی دلبری می‌کند.

جرم را همه عفو کنی بی سببی وین جرم مرا تو دست و پائی نهی

اما هنگامی که نوبت به من می‌رسد، برای ارتباط با من شرط و شروط و بهانه می‌آوری.

نکته ادبی: بها نهادن: کنایه از تعیین قیمت یا ایجاد مانع و سخت‌گیری برای وصال.

آرایه‌های ادبی

کنایه دست و پائی نهی

به معنای بزرگ‌نمایی کردن، بهانه‌تراشی و شاخ و برگ دادن به یک مسئله است.

تضاد (طباق) عفو کردن دیگران در برابر سخت‌گیری به عاشق

شاعر با قرار دادن این دو موقعیت در کنار هم، ناعادلانه بودن رفتار معشوق را برجسته کرده است.

ایهام بها

این واژه هم به معنای قیمت مادی و هم به معنای ارزش و اعتبار است که در اینجا به معنای سخت‌گیری برای وصال به کار رفته است.