دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۴۵

مولوی
کیوان گردی چو گرد مردان گردی مردی گردی چو گرد مردان گردی
لعلی گردی چو گرد این کان گردی جانی گردی چو گرد جانان گردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر اهمیتِ حیاتیِ همنشینی با بزرگان، اهلِ معرفت و راهیانِ حقیقت تأکید دارند. شاعر با استفاده از ظرفیت‌های زبانی، بیان می‌کند که ماهیتِ انسان در گروِ مدار و مسیری است که برای خود برمی‌گزیند؛ چنان‌که نزدیکی به جایگاهِ مردانِ بزرگ و جانانِ هستی، سببِ ارتقای گوهرِ وجودی آدمی از مرتبه‌ای فرودین به جایگاهی والا و ارزشمند می‌گردد.

در این فضا، «گردش» یا همان همنشینی و همراهی با نیکان، نه یک حرکتِ فیزیکی، بلکه تغییری درونی و معنوی است که انسان را از غفلت به سوی کمال و از خامی به سوی پختگی سوق می‌دهد. هدفِ کلام، ترغیبِ مخاطب به انتخابِ درستِ مسیر و همراهان در طریقِ تعالیِ روح است.

معنای روان

کیوان گردی چو گرد مردان گردی مردی گردی چو گرد مردان گردی

اگر در دایره‌ی همنشینی با مردانِ بزرگ و پهلوانانِ راهِ حقیقت قرار بگیری، به اوجِ بلندی و عزت همچون ستاره کیوان خواهی رسید و گوهرِ مردانگی و بزرگی در وجودت شکل خواهد گرفت.

نکته ادبی: تکرارِ واژه «گرد» در این بیت، نشانگرِ هنرمندیِ شاعر است که از یک واژه در سه معنای متفاوت (به معنای پهلوان، به معنای دورِ چیزی چرخیدن، و به معنای شدن) بهره برده که به آن تجنیس تام و ایهام گفته می‌شود.

لعلی گردی چو گرد این کان گردی جانی گردی چو گرد جانان گردی

اگر پیرامونِ معدنِ معرفت و حقیقت بگردی، به ارزشمندیِ لعلِ گران‌بها می‌شوی و اگر مدارِ زندگی‌ات را بر محورِ خواستِ جانان تنظیم کنی، وجودت از زنگارها پاک گشته و به حقیقتِ روحانی دست می‌یابی.

نکته ادبی: «لعل» استعاره از گوهرِ ارزشمندِ انسانیت است که در مجاورتِ «کان» (معدن) یا منبعِ کمال، تراش می‌خورد و جلا می‌یابد.

آرایه‌های ادبی

تجنیس و ایهام گرد

تکرارِ واژه «گرد» با معانی گوناگون (پهلوان، چرخیدن، شدن) که باعث غنای موسیقایی و معنایی ابیات شده است.

استعاره کیوان، لعل، کان

کیوان نمادِ مقامِ بلند، لعل نمادِ کمالِ انسانی و کان نمادِ منبعِ فیض و حکمت است.

مراعات نظیر لعل و کان

رابطه معنایی میان لعل (سنگ قیمتی) و کان (معدن که لعل از آن استخراج می‌شود).