دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۹

مولوی
گر سوزش سینه را به کس می داری وز مهر ضمیر پر هوس می داری
باید که چو نالهٔ تو آرام دلست آن ناله قرین هر نفس می داری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به عمقِ پنهانیِ دردهای عاشقانه و رابطه‌ی میانِ رنجِ درونی و ابرازِ آن پرداخته‌اند. شاعر، ناله و فغان را نه صرفاً نشانه‌ی رنج، بلکه مایه و ابزاری برای رسیدن به آرامشِ قلبی می‌داند که باید همواره همراهِ جانِ عاشق باشد.

مضمونِ کلیِ این اثر، توصیه‌ی شاعرانه برای حفظِ صمیمیت و اشتیاقِ درونی است؛ به طوری که عاشق با وجودِ پنهان‌داشتنِ سوزِ درونی از بیگانگان، باید با دم‌به‌دم نالیدن، آن آتشِ عشق را در وجودِ خویش زنده نگاه دارد تا تسکین یابد.

معنای روان

گر سوزش سینه را به کس می داری وز مهر ضمیر پر هوس می داری

اگر درد و آتشِ سوزانِ عشقت را از دیگران پنهان می‌کنی و با این حال، در عمقِ وجودت سرشار از عشق و اشتیاق هستی، باید بدانی که این راهِ درستی است.

نکته ادبی: سوزش سینه کنایه‌ای از شدتِ دردِ عشق است و ضمیر در اینجا به معنای باطن و نهانِ آدمی به‌کار رفته است.

باید که چو نالهٔ تو آرام دلست آن ناله قرین هر نفس می داری

از آن‌جا که می‌دانی ناله‌کردن و فریادِ درونی، سببِ آرامشِ جانِ توست، بایسته است که این ناله را با هر دمی که از سینه‌ات بیرون می‌آید، همراه و هم‌نشین کنی.

نکته ادبی: قرین به معنای همراه و نزدیک است و آرامِ دل در اینجا صفتِ فاعلی یا مفعولی برای توصیفِ خاصیتِ ناله به‌کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سوزش سینه

اشاره به رنجِ پنهان و اشتیاقِ درونیِ عاشق دارد که در ظاهر دیده نمی‌شود.

مراعات نظیر ناله، نفس

به‌کارگیری واژگانی که در حوزه‌ی معناییِ دم و بازدم و ابرازِ احساسات قرار دارند تا پیوستگیِ معنایی ایجاد کنند.