دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۶

مولوی
گر خوب نیم خوب پرستم باری ور باده نیم ز باده مستم باری
گر نیستم از اهل مناجات رواست از اهل خرابات تو هستم باری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نگاه عرفانی به مفهوم تقوا و رندی است. شاعر با فروتنی اذعان می‌کند که اگرچه در بندِ آدابِ ظاهری و قداست‌های مرسوم نیست، اما دل‌سپردگی و شوقِ بی‌اندازه او به ساحتِ جمالِ حق، جایگاهِ عاشقانه او را تثبیت می‌کند.

شاعر تأکید دارد که حتی اگر از اهل عبادت و نیایشِ رسمی و ظاهری نباشد، پیوندِ او با خراباتِ عشق و مستیِ ناشی از آن، خود نوعی وفاداری و بندگیِ راستین است که او را در زمرهٔ عاشقانِ حقیقی قرار می‌دهد و این بیگانگی با زهدِ خشک، هیچ خللی در مسیرِ عشقِ او ایجاد نمی‌کند.

معنای روان

گر خوب نیم خوب پرستم باری ور باده نیم ز باده مستم باری

اگر من خودم انسانِ نیک‌سیرت و کاملی نیستم، دست‌کم عاشق و پرستشگرِ زیبایی و خوبی هستم. و اگر هم به ظاهر اهل میخانه و شراب‌خواری نیستم، اما از شور و حالِ عشقِ تو، همچون کسی که شراب نوشیده، مست و بیخود هستم.

نکته ادبی: واژه باری در هر دو مصرع، قیدِ تأکیدی است به معنای به هر حال یا دست‌کم که نوعی پذیرشِ وضعیتِ موجود و فروتنیِ عاشقانه را نشان می‌دهد.

گر نیستم از اهل مناجات رواست از اهل خرابات تو هستم باری

اگر من از زمرهٔ عبادت‌کنندگان و اهل نماز و نیایش نیستم، هیچ باکی نیست و ایرادی ندارد؛ زیرا در عوض، من از ساکنان کوی خراباتِ عشقِ تو هستم و به این بندگیِ خالصانه دل‌خوشم.

نکته ادبی: خرابات در ادبیات عرفانی نمادِ جایگاهِ رندی، ترکِ خودبینی و مقامِ فنا و مستیِ از عشقِ الهی است و در مقابلِ مناجاتِ زاهدانه قرار می‌گیرد.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تناقض خوب نیم / خوب پرستم

تقابلِ میانِ نبودِ خوبی در خویشتن و پرستشِ خوبیِ معشوق که نشان‌دهنده اوجِ فروتنی و اعتراف به نقصِ خود در برابرِ کمالِ معشوق است.

تناسب باده، مست، خرابات

هم‌نشینی واژگانِ حوزه معناییِ میخانه برای تصویرسازیِ فضای عرفانی که ابزاری برای بیانِ بی‌خودی و مستی از عشقِ حقیقی است.

ایهام و نماد خرابات

اشاره به مکانی که در آن سالک از تعلقاتِ ظاهری و زهدِ ریایی خارج شده و به مستیِ عشقِ حق می‌رسد.