دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۴

مولوی
گر تو نکنی سلام ما را در پی چون جمله نشاطی و سلامی چون می
چوپان جهانی و امان جانها دفع گرگی گر نکنی هی هی هی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، نجوایی عاشقانه و سرشار از نیاز میان سالک و مرشد یا عاشق و معشوق است. شاعر در این قطعه به زبانی ساده و بی‌آلایش، جایگاه بلندمرتبه معشوق را به عنوان سرچشمه نشاط و پناهگاه جان‌ها ستایش می‌کند و در عین حال، با لحنی التماس‌آمیز و بی‌پرده، خواهان توجه و حمایت او در برابر سختی‌ها و فریب‌های نفسانی است.

درونمایه اصلی اثر، توصیف وابستگیِ مطلقِ جانِ آدمی به عنایتِ محبوب است. شاعر معتقد است که حضور و نگاهِ معشوق، یگانه عاملِ دفعِ شر و برانگیزاننده‌ی حیاتِ معنوی است و بدونِ این نگاهِ لطف‌آمیز، عالمِ معنا دچارِ آشفتگی و هجومِ پلیدی‌ها می‌گردد.

معنای روان

گر تو نکنی سلام ما را در پی چون جمله نشاطی و سلامی چون می

اگر تو پاسخی به سلام و پیام ما نمی‌دهی، جای تعجب است؛ زیرا تو مظهر تمامِ شادی‌ها و نشاط هستی و کلامِ تو مانند شرابِ گوارا، جان را مست و زنده می‌کند.

نکته ادبی: سلام در این بیت تنها به معنای درودِ معمولی نیست، بلکه اشاره به تجلیِ انوارِ الهی و بازگشتِ لطفِ معشوق به سوی عاشق دارد.

چوپان جهانی و امان جانها دفع گرگی گر نکنی هی هی هی

تو که چوپان و حافظِ تمامِ موجودات هستی و مایه آرامش و امنیتِ جان‌های ما، اگر ما را در برابرِ هجومِ گرگِ نفس و بدی‌ها یاری نکنی و آن بانگِ دفع‌کننده را سر ندهی، پس چه کسی فریادرسِ ما خواهد بود؟

نکته ادبی: «هی هی هی» در اینجا بازنماییِ آواییِ فریادِ چوپان برای دور کردنِ گرگ است که در ادبیاتِ عرفانی، نمادِ طلبِ یاریِ فوری از مرشد برای رهایی از وسوسه‌هاست.

آرایه‌های ادبی

تشبیه سلامی چون می

تشبیه کلامِ معشوق به می که دلالت بر سکرآور بودن، حیات‌بخشی و تأثیر عمیقِ روحانیِ کلام او دارد.

تمثیل و استعاره چوپان و گرگ

چوپان استعاره از پروردگار یا پیر و مرشد است که مسئولیت هدایت و حفاظت را بر عهده دارد و گرگ نمادِ نفسِ اماره، دیوِ وسوسه یا شرورِ بیرونی است.

واج‌آرایی و محاکات صوتی هی هی هی

استفاده از آوایِ طبیعیِ چوپان برای القای حسِ اضطرار و نزدیکیِ عاشق به معشوق و تمنایِ بی‌واسطه برای دفع بلا.