دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱۳

مولوی
گر بگریزی چو آهوان بگریزی ور بستیزی چون آهنان بستیزی
زان شاخ گلی که ما درآویخته ایم ای مرغک زیرک به دو پا آویزی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به بیهودگیِ فرار از عشق و حقیقتِ هستی اشاره دارند. شاعر بیان می‌کند که هرگونه تلاش برای گریختن از این جذبه‌ی درونی همچون رمیدنِ آهو بی‌فایده است و مقاومت در برابر آن نیز همانند ایستادگیِ آهن در برابر آتش، تنها به شکست و خرد شدن می‌انجامد.

در ادامه، مخاطب دعوت می‌شود که به‌جای تقلا و ستیز، با هوشمندی به ریسمان حقیقت چنگ بزند و با تمام وجود به آن دل ببندد تا از سرگردانی نجات یابد.

معنای روان

گر بگریزی چو آهوان بگریزی ور بستیزی چون آهنان بستیزی

اگر بخواهی از پیشگاهِ عشق یا سرنوشتِ الهی بگریزی، مانند آهویی در حالِ فرار، سرانجام گرفتار خواهی شد؛ و اگر بخواهی با سرسختی همچون آهن در برابرِ آن بایستی، سرانجام درهم می‌شکنی و راه به جایی نمی‌بری.

نکته ادبی: آهنان به معنای اشیاء آهنین و استعاره از صلابت و خشکیِ رفتارِ انسانِ لجباز است.

زان شاخ گلی که ما درآویخته ایم ای مرغک زیرک به دو پا آویزی

ای پرنده‌ی هوشمند، تو نیز باید با تمام وجود به همان شاخه‌ی گلی که ما به آن آویخته‌ایم و دل بسته‌ایم، چنگ بزنی و آن را رها نکنی.

نکته ادبی: شاخ گل استعاره‌ای است از معشوق یا طریقِ معرفت که پناهگاهِ جان است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو آهوان و چون آهنان

تشبیه گریختن به رفتارِ آهو و ستیزیدن به ماهیتِ آهن برای نشان دادن بیهودگیِ فرار و مقاومت.

استعاره شاخ گل

نمادِ پناهگاهِ معنوی و راهِ حقیقت که سالک باید به آن متصل شود.

کنایه به دو پا آویزی

کنایه از استقامت، تکیه کردن و پیوستنِ کامل و بدون تردید به حقیقت.