دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰۴

مولوی
عشق آن نبود که هر زمان برخیزی وز زیر دو پای خویش گردانگیزی
عشق آن باشد که چون درآئی به سماع جان در بازی وز دو جهان برخیزی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین تفاوت میان عشق‌های سطحی و ناپایدار با عشق حقیقی و عرفانی می‌پردازد. شاعر در این قطعه، کنش‌های برآمده از نفس و هیاهوهای دنیوی را نفی می‌کند و عشق واقعی را در گرو ایثار، فداکاری و رهایی از قید و بندهای مادی و معنوی می‌داند.

در واقع، پیام اصلی این است که عاشق راستین کسی است که با ورود به ساحت روحانی و قلبی، تمامی دلبستگی‌های دنیوی و اخروی را کنار می‌نهد و با نثار جان، از حصارِ هستیِ محدودِ خویش بیرون می‌جهد تا به کمالِ وصال برسد.

معنای روان

عشق آن نبود که هر زمان برخیزی وز زیر دو پای خویش گردانگیزی

عشق آن نیست که هر لحظه برانگیخته شوی و با رفتارهای نسنجیده و پرهیاهو، همانند کسی که هنگام راه رفتن گرد و خاک به پا می‌کند، برای خود و دیگران دردسر و جنجال ایجاد کنی.

نکته ادبی: ترکیب «گردانگیزی» کنایه از ایجاد هیاهو، آشوب و تنش‌های بیهوده برآمده از منیت است که مانع سکون و آرامشِ جان می‌شود.

عشق آن باشد که چون درآئی به سماع جان در بازی وز دو جهان برخیزی

عشق واقعی این است که وقتی به مرتبه وجد و شور عرفانی (سماع) می‌رسی، از تمام وجود و هستی خود در راه محبوب بگذری و چنان رها شوی که از تعلقات هر دو عالم (دنیا و آخرت) فاصله بگیری و به مقام بلندِ فنا دست یابی.

نکته ادبی: «سماع» در اصطلاح اهل عرفان، حالتی است که در آن سالک با شنیدن نغمه یا ذکر، به وجد می‌آید و «برخیزی» در مصراع دوم به معنای صعود معنوی و رهایی از قیود دو عالم است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گردانگیزی

استعاره از آشوب‌افکنی و هیاهوی پوچ و بیهوده که برخاسته از نفس و دوری از آرامش باطنی است.

کنایه جان در بازی

کنایه از فداکاری و گذشتن از تمام وجود و هستی خود در راه معشوق.

ایهام و تقابل برخیزی

در بیت اول به معنای برخاستن از سر بیقراری و اضطراب دنیوی است، اما در بیت دوم به معنای تعالی یافتن، اوج گرفتن و رهایی از بندهاست.