دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۱

مولوی
زاهد که نبرد هیچ سود ای ساقی آن زهد نبود می نمود ای ساقی
مردانه درآ مرو تو زود ای ساقی کاندر ازل آنچه هست بود ای ساقی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این نکته تأکید دارند که جوهرِ دین‌داری و عرفان، اخلاص و حقیقت‌جویی است و نه تظاهر و ریاکاری. شاعر، زاهدِ ریایی را فاقدِ درکِ حقیقتِ هستی می‌داند و او را کسی معرفی می‌کند که تنها به دنبالِ جلوه‌گری بوده است.

در بخش دوم، شاعر از مخاطب (ساقی) می‌خواهد که با شجاعت و صبر در مسیرِ حقیقت گام بردارد، چرا که تقدیرِ جهان از ازل رقم خورده و همه چیز بر پایه اصالت و حقیقتی استوار است که نیازی به تظاهر ندارد.

معنای روان

زاهد که نبرد هیچ سود ای ساقی آن زهد نبود می نمود ای ساقی

تمام آن رفتارهای ظاهری او زهد واقعی نبوده است، بلکه صرفاً خودنمایی و تظاهر به پارسایی برای جلب نظر مردم بوده است.

نکته ادبی: واژه «نمود» در تقابل با «بود» به کار رفته است که نشان‌دهنده تضاد میان حقیقتِ باطنی و ظاهرِ فریبنده است.

مردانه درآ مرو تو زود ای ساقی کاندر ازل آنچه هست بود ای ساقی

چرا که تمام آنچه در عالم هستی وجود دارد و قرار است رخ دهد، از روز نخست (ازل) تعیین و تقدیر شده است و هیچ تغییری در آن نیست.

نکته ادبی: «ازل» به مبدأ خلقت و تقدیرِ الهی اشاره دارد که تغییرناپذیر است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) بود و نمود

تقابل میان حقیقتِ پنهان و ظاهرِ فریبنده برای اثباتِ ریاکارانه بودنِ زهدِ زاهد.

ندا ای ساقی

تکرارِ خطاب برای جلب توجه و ایجاد صمیمیت با پیرِ راه و حقیقت.

جناس بود و نبود و نمود

استفاده از واژگانِ هم‌خانواده در پایان مصراع‌ها برای ایجاد موسیقی درونی و تأکید بر مفهومِ هستی‌شناسانه.