دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۳

مولوی
دی مست بدی دلا و چست و سفری امروز چه خورده ای که از دی بتری
رقصان شده سر سبز مثال شجری یا حاجب خورشید بسان سحری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات توصیفی است از اوج‌گیریِ بی‌پایانِ شور و حالِ درونی و سرمستیِ عارفانه. شاعر با نگاهی ستایشگر، مخاطبِ خود را خطاب قرار می‌دهد و از شدت گرفتنِ جذبه و شادمانیِ او در گذرِ زمان، ابراز شگفتی می‌کند.

در این فضا، سرمستیِ دیروز تنها آغازی بوده بر شیداییِ امروز. شاعر با بهره‌گیری از تصویرهای طبیعت‌گرایانه، این حالِ خوش را به رقصِ درختان در طراوت و تابشِ انوارِ خورشید در سپیده‌دم تشبیه می‌کند که نشان از رسیدن به مقامی رفیع و درخشان دارد.

معنای روان

دی مست بدی دلا و چست و سفری امروز چه خورده ای که از دی بتری

ای دل، تو دیروز هم در حالِ مستی، چابکی و آماده‌ی سفر بودی؛ اما امروز چه چیزی نوشیده‌ای که از حالِ دیروزت نیز فراتر رفته‌ای و مست‌تر و پرشورتر شده‌ای؟

نکته ادبی: واژه «بتر» در اینجا به معنای «بیشتر» و شدتِ زیادِ حال است، نه به معنای لغویِ امروزی که برای بدی و زشتی به کار می‌رود.

رقصان شده سر سبز مثال شجری یا حاجب خورشید بسان سحری

اکنون مانند درختی سرسبز و شاداب به رقص درآمده‌ای، یا شاید همچون سپیده‌دم، پرده‌دار و نمایان‌گرِ خورشیدِ حقیقت شده‌ای.

نکته ادبی: «حاجب» در اینجا به معنایِ پرده‌دار یا کسی است که میانِ عاشق و معشوق پیوند برقرار می‌کند و همچون سحر، نویدبخشِ روشنایی و طلوع خورشید است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه مثال شجری

تشبیه مخاطب به درختِ سرسبز برای نشان دادنِ شادابی و تازگیِ روح.

تشبیه بسان سحری

تشبیه مخاطب به سپیده‌دم که خورشیدِ حقیقت را آشکار می‌کند.

استعاره مست

استعاره از غرق شدن در جذبه و شورِ عرفانی که عقلِ مصلحت‌بین را کنار می‌زند.