دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۰

مولوی
دی بود چنان دولت و جان افروزی و امروز چنین آتش عالم سوزی
افسوس که در دفتر ما دست خدا آن را روزی نبشت این را روزی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ گذرا بودنِ احوالِ روزگار و تقابلِ شدیدِ میان خوشی‌هایِ گذشته و رنج‌هایِ کنونی می‌پردازد. شاعر در فضایی آکنده از حسرت، بر این حقیقت تأمل می‌کند که چگونه چرخ گردون، آدمی را از اوجِ سعادت به حضیضِ بلا می‌کشاند.

در بخش دوم، نگاهِ شاعر به تقدیر و مشیتِ الهی معطوف می‌شود. او با پذیرشِ این حقیقت که سرنوشتِ انسان از پیش در دیوانِ قضا نگاشته شده است، به بیانِ این نکته می‌پردازد که هر دو سویِ ماجرا—چه شادیِ دیروز و چه اندوهِ امروز—همه در حکمِ روزی و سهمِ مقرر شده برای انسان است که دستِ تقدیر آن را رقم زده است.

معنای روان

دی بود چنان دولت و جان افروزی و امروز چنین آتش عالم سوزی

دیروز چنان ایامِ خوشبختی و روشنی‌بخشِ روح و جان حاکم بود و امروز چنان آتشِ سوزان و ویرانگری در جهان زبانه می‌کشد.

نکته ادبی: واژه «دی» به معنای دیروز و کنایه از گذشته است و «دولت» در متون کهن به معنای اقبال و خوشبختی به کار می‌رود.

افسوس که در دفتر ما دست خدا آن را روزی نبشت این را روزی

افسوس که در سرنوشت و دفترِ تقدیرِ ما، دستِ خداوند آن اتفاقِ خوشِ گذشته را به‌عنوانِ روزی (سهم) نوشت و این بلایِ امروز را نیز به عنوانِ روزیِ ما رقم زد.

نکته ادبی: واژه «روزی» در مصراع دوم ایهام دارد؛ هم به معنای «روزگار» و هم به معنای «سهم و رزق» که اینجا در هر دو معنا قابل تفسیر است.

آرایه‌های ادبی

تضاد دی و امروز

تقابلِ زمانی میان گذشته‌ پُر از نور و حالِ‌ پُر از آتش.

ایهام روزی

اشاره به روزگار/زمان و همچنین سهم و رزقِ مقدر.

استعاره دفتر

استعاره از عالمِ تقدیر و سرنوشت که اعمالِ بندگان در آن ثبت می‌شود.