دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۸

مولوی
دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی امشب به دغل بهر سوئی میافتی
گفتم که مرا تا به قیامت جفتی گو آن سخنی که وقت مستی گفتی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی گلایه‌ی عاشقانه‌ی کسی است که از بی‌توجهی و بی‌وفایی معشوق در رنج است. شاعر با یادآوریِ بی‌تفاوتیِ معشوق در گذشته و رفتارهای فریبنده و متناقضِ کنونی او، به دنبال بازگرداندنِ پیوندی است که در لحظاتِ صمیمیت و بی‌پردگی (مستی) وعده داده شده بود.

درونمایه‌ی اصلی این قطعه، تقابل میانِ «بی‌خبریِ معشوق» و «دغدغه‌مندیِ عاشق» است و این پرسش که آیا وعده‌هایی که در حالِ خوشی داده شده، در زمانِ هشیاری و مکرِ زمانه همچنان اعتبار دارد یا خیر.

معنای روان

دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی امشب به دغل بهر سوئی میافتی

دیشب مرا به حال خود رها کردی و خود در آرامش خوابیدی، اما امشب با فریب‌کاری به هر سو می‌روی و از من دوری می‌کنی.

نکته ادبی: واژه «دوشینه» دگرگون‌یافته‌ی «دوش» به معنای شب گذشته است. «دغل» در اینجا به معنای مکر و ریاکاری به‌کار رفته که تقابل آن با «خوش خفتی» (آسودگی) بر عمق گلایه می‌افزاید.

گفتم که مرا تا به قیامت جفتی گو آن سخنی که وقت مستی گفتی

به تو گفتم که تا روز قیامت یار و همدم من خواهی بود؛ اکنون همان وعده‌ای را تکرار کن که در هنگام مستی و بی‌پردگی به من دادی.

نکته ادبی: «جفتی» در اینجا به معنای جفت و همدم است. «مستی» در ادبیات کلاسیک نمادِ رهایی از قیدوبندهای عقلِ جزوی و ریاکاری است؛ جایی که حقیقتِ کلام عیان می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تضاد خوش خفتی / به دغل میافتی

تقابل میانِ آرامش و بی‌خبریِ معشوق (خواب) و جنب‌وجوشِ فریبکارانه‌ی او در شبِ بعد.

کنایه وقت مستی

کنایه از لحظاتی است که انسان از قید و بندهایِ دنیوی و تظاهر رهاست و حقیقتِ نهانِ او آشکار می‌شود.

ایهام جفتی

هم می‌تواند به معنای «جفت» (همدم) باشد و هم می‌تواند اشاره به فعلِ «جفت شدن» و پیوند خوردن داشته باشد.