دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۷۰

مولوی
دستار نهاده ای به مطرب ندهی دستار بده تا ز تکبر برهی
خود را برهان از اینکه دستار نهی دستار بده عوض ستان تاج شهی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی نمادین و استعاری، به نقدِ دلبستگی به ظواهر و عناوینِ اجتماعی می‌پردازد. شاعر در این قطعه، دستار را که نشان‌دهنده شأن و مقامِ ظاهری و اغلب مایه تفاخر است، به عنوان حجابی در برابر حقیقتِ آدمی معرفی می‌کند و مخاطب را دعوت می‌کند تا با فرو نهادنِ این نمادهای دنیوی، از زندانِ تکبر رهایی یابد.

پیامِ بنیادینِ اثر، دعوت به وارستگی و گذشتن از «منِ کاذب» است. در نگاهِ شاعر، رسیدن به پادشاهیِ حقیقیِ روح و کمالِ انسانی، تنها زمانی ممکن است که انسان بندهای وابستگی به القاب و ظواهر را بگسلد و به جای جستجویِ تاییدِ دیگران، به جستجویِ حقیقتِ والای درونی همت گمارد.

معنای روان

دستار نهاده ای به مطرب ندهی دستار بده تا ز تکبر برهی

تو که دستار بر سر داری و آن را مایه افتخار می‌دانی، حاضری آن را به یک نوازنده که در عرفِ قدیم جایگاه پایینی داشت، نبخشی؛ حال آنکه اگر این دستار را رها کنی و از آن بگذری، از بندِ غرور و خودبزرگ‌بینی آزاد خواهی شد.

نکته ادبی: دستار در این بیت نمادی از منیت و غرورِ کاذب است.

خود را برهان از اینکه دستار نهی دستار بده عوض ستان تاج شهی

از این دغدغه که پیوسته در فکرِ نهادنِ دستار بر سر باشی و به آن اهمیت دهی، خود را نجات بده. این دستار را رها کن تا در عوضِ آن، به تاجِ پادشاهیِ حقیقی و کمالِ معنوی دست یابی.

نکته ادبی: تاج شهی استعاره از مقامِ بلندِ عرفانی و آزادگی است که در برابرِ تعلقاتِ مادی قرار دارد.

آرایه‌های ادبی

نماد (سمبل) دستار

نمادی از تعلقات دنیوی، غرورِ کاذب و القابِ اجتماعی که مانعِ رسیدن به حقیقت می‌شود.

نماد (سمبل) تاج شهی

استعاره از کمالِ معنوی، آزادیِ روح و بزرگیِ حقیقی که در پرتوِ وارستگی به دست می‌آید.

تضاد (تقابل) دستار و تاج شهی

تقابل میانِ ظواهرِ فریبنده (دستار) و حقیقتِ پادشاهانه و والای روح (تاج).