دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۹

مولوی
در هر دو جهان دلبر و یارم تو بسی زیرا که به هر غمیم فریاد رسی
کس نیست بجز تو ایمه اندر دو جهان جز آن که ببخشیش باکرام کسی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بیانگر عشقی عمیق و خالصانه به محبوبی یگانه است که فراتر از قیود زمانی و مکانی، تنها پناه و تکیه‌گاه عاشق در تمام مراتب هستی است. شاعر با زبانی ستایشگرانه، معشوق را تنها وجودی می‌داند که شایسته دلبستگی است و تنها اوست که می‌تواند گره از کار فروبسته عاشق بگشاید.

فضا و لحن کلام، فضای مناجات و ستایش است؛ جایی که عاشق با اعتراف به عجز خود در برابر عظمت معشوق، تمام امید خویش را به کرم و نگاه پرمهر او معطوف می‌کند.

معنای روان

در هر دو جهان دلبر و یارم تو بسی زیرا که به هر غمیم فریاد رسی

در هر دو عالم (دنیا و آخرت)، تنها تو هستی که دلبر و یاور من به شمار می‌آیی، زیرا که در هر غم و اندوهی که بر من می‌رسد، تنها تو هستی که به فریادم می‌رسی و مرا یاری می‌کنی.

نکته ادبی: ترکیب «فریاد‌رسی» به معنای یاری‌رسانی در لحظات دشوار و «دلبر» استعاره از محبوب حقیقی است.

کس نیست بجز تو ایمه اندر دو جهان جز آن که ببخشیش باکرام کسی

ای معشوق همچون ماه، در کل هستی (دو جهان) کسی جز تو وجود ندارد که پناهگاه من باشد؛ مگر آن فردی که تو با بزرگواری و کرم خود، او را مورد بخشش و عنایت قرار دهی.

نکته ادبی: واژه «ایمه» در اینجا با استناد به قرائن شعری و معنایی، صورتی از «ای مَه» (ای ماه) برای خطاب به معشوق است. «باکرام» به معنای همراه با کرم و بخشندگی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و خطاب ای مَه

تشبیه معشوق به ماه که نماد زیبایی و درخشش در ظلمت است.

تکرار دو جهان

تکرار این عبارت برای تأکید بر همیشگی بودن حضور و حمایت معشوق در تمامی مراتب وجود.