دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۸

مولوی
درویشان را عار بود محتشمی واندر دلشان بار بود محتشمی
اندر ره دوست فقر مطلق خوشتر کاندر ره او خوار بود محتشمی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به تقابل میان فقرِ عرفانی و جاه‌طلبی دنیوی می‌پردازد. او معتقد است که برای سالکانِ راه حقیقت، دارایی و مقام نه تنها فضیلت نیست، بلکه ننگی است که بر دل سنگینی می‌کند و مانعِ پروازِ روح به سوی معشوق ازلی است.

درونمایه اصلی این سروده، ستایشِ آزادگی و وارستگی از قید و بندهای مادی است. شاعر با زبانی صریح، دنیاگریزیِ عارفانه را توصیه می‌کند و هشدار می‌دهد که پیوند با حقیقت، مستلزمِ بریدن از نام و نان و جاه‌وجلالِ دنیایی است.

معنای روان

درویشان را عار بود محتشمی واندر دلشان بار بود محتشمی

برای عارفان و سالکانِ راه حق، داشتنِ مقام و جلالِ دنیوی ننگ و عار است و آن را بارِ سنگینی بر دلِ خود می‌دانند که مانعِ سیرِ معنوی‌شان می‌شود.

نکته ادبی: عار به معنای ننگ و محتشمی به معنای شوکت و جاه‌طلبی است. بار در اینجا استعاره از غفلت و سنگینیِ تعلقات مادی است.

اندر ره دوست فقر مطلق خوشتر کاندر ره او خوار بود محتشمی

در مسیرِ رسیدن به خداوند، فقر و تهی‌دستیِ کامل از تعلقاتِ دنیا بسیار زیباتر و برتر است؛ چرا که در این مسیر، داشتنِ شوکت و مقامِ دنیایی نزدِ اهلِ معرفت، ناچیز و بی‌ارزش است.

نکته ادبی: فقر مطلق در اصطلاح عرفانی، وارستگیِ کامل از غیر خداست. خوار بودن در اینجا به معنای پست و بی‌اهمیت جلوه کردنِ مقامِ دنیوی در پیشگاهِ معنوی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد فقر مطلق و محتشمی

قرار گرفتن مفهومِ تهی‌دستیِ معنوی در مقابلِ ثروت و جاه‌طلبی دنیوی برای نشان دادنِ برتریِ یکی بر دیگری.

استعاره بار

تعبیرِ دنیا و تعلقاتِ مادی به باری که بر دل می‌نشیند و مانعِ حرکت و آزادیِ جان می‌شود.

ردیف و تکرار محتشمی

تکرارِ کلمه محتشمی در پایانِ ابیات، علاوه بر ایجاد موسیقی، بر نفیِ قطعیِ آن تأکید دارد.