دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۶۵
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این دو بیت، بیانگرِ سوز و گدازِ عاشقِ دلخستهای است که در راهِ مهرورزی به معشوق، درد و رنجهای بیشماری را متحمل شده است. شاعر با تصویرسازیِ اندوهِ عمیق خود، از گریستنِ خونین و نالههای جانکاه سخن میگوید و معشوق را از این بیخبری سرزنش میکند.
در فضایِ این ابیات، تقدیر و چرخِ گردون نیز به عنوانِ عاملی بیرونی در تنگنا قرار دادنِ عاشق نقش دارند؛ گویی جهان هستی به بهانهی این عشقِ جانفرسا، پیوسته بر رنجهای عاشق میافزاید و او را در فشارِ ایام رها کرده است.
معنای روان
به خاطر عشقِ تو، چشمانم بسیار خون گریستند و روح و جان من در کالبدم از شدت غم و اندوه، نالههای فراوانی سر داد.
نکته ادبی: عبارت «خون دیده بارید» استعارهای از گریستنِ عمیق و اندوهبار است که به باریدنِ خون تشبیه شده و نشانگرِ شدتِ بیقراری است.
ای جانِ جهان، تو از حال و روزِ پریشان من بیخبری؛ در حالی که چرخِ روزگار به بهانهی عشقِ تو، مرا بسیار در فشار و رنج قرار داده است.
نکته ادبی: «چرخ» در ادبیات کلاسیک نمادِ سرنوشت و گردشِ آسمان است. «مالیدن» در اینجا به معنای سایش، فشار آوردن و در تنگنا قرار دادن است که به سختیهای ایام اشاره دارد.
آرایههای ادبی
اشاره به گریهی شدید و عمیق که فراتر از اشکِ معمولی است.
جانبخشی به چرخ گردون که در نقش عاملی آزاردهنده برای عاشق ظاهر میشود.
تکرار واژهی «بسی» برای تأکید بر کثرتِ رنجها و طولانیبودنِ دورانِ حزنِ عاشق.