دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۲

مولوی
در زیر غزل ها و نفیر و زاری دردیست مرا ز چهره های ناری
هرچند که رسم دلبریهاش خوشست کو آن خوشی ئیکه او کند دلداری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر بازتابی از اندوه نهفته در دل عاشق است که در لایه‌های پنهانِ هنر و ناله‌های ظاهری او جای دارد. شاعر از تضاد میان جلوه‌های بیرونی و فریبنده معشوق و فقدان همدلی واقعی و دلداریِ راستین در وجود او سخن می‌گوید.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی پرسشگرانه و توأم با گلایه است؛ جایی که عاشق در عین ستایش زیبایی، از بی‌مهری معشوق در رنج است و به دنبال یافتنِ آن جوهرِ اصلی محبت می‌گردد که در رفتار معشوق گم شده است.

معنای روان

در زیر غزل ها و نفیر و زاری دردیست مرا ز چهره های ناری

در لایه‌های عمیقِ شعرهایی که می‌سرایم و ناله‌هایی که سر می‌دهم، دردی پنهان وجود دارد که ریشه‌اش در چهره‌های آتشین و فریبنده معشوق است.

نکته ادبی: واژه «ناری» منسوب به نار (آتش) است که در ادبیات کلاسیک به معنای چهره‌ای است که همانند آتش، هم سوزاننده است و هم زیباییِ درخشان دارد.

هرچند که رسم دلبریهاش خوشست کو آن خوشی ئیکه او کند دلداری

اگرچه روش‌های معشوق برای دلبری و جذب کردنِ من، دلنشین و زیباست؛ اما دریغ از آن همدلی و مهربانیِ حقیقی که در هنگام دلداری‌دادن بروز پیدا کند.

نکته ادبی: شاعر با استفاده از جناس میان «دلبری» و «دلداری» تفاوتِ ماهویِ میانِ عشوه گریِ ظاهری و حمایتِ عاطفیِ قلبی را به زیبایی برجسته کرده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره چهره‌های ناری

تشبیه غیرمستقیم چهره معشوق به آتش که به خاصیت سوزندگی و در عین حال درخشش آن اشاره دارد.

تضاد و جناس دلبری و دلداری

ایجاد تقابل میان ظاهرِ عاشق‌فریب و باطنِ بی‌تفاوت معشوق که مفهوم اصلی شکایت شاعر را شکل داده است.