دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۶۱

مولوی
در زهد اگر موسی و هارون آئی وانگاه چو جبرئیل بیرون آئی
از صورت زهد خود چه مقصود ترا در سیرت اگر یزید و قارون آئی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر نقد ظاهرسازی و دین‌داری‌های نمایشی تأکید دارد و هشدار می‌دهد که پارسایی و تقدس ظاهری، بدون تزکیه درون و سلامتِ سیرت، بی‌ارزش و بی‌فایده است.

شاعر با تقابل میان صورت (ظاهر اعمال) و سیرت (حقیقتِ باطن)، مخاطب را به این حقیقت رهنمون می‌کند که معیار سنجشِ انسان، نه ظاهرِ آراسته به زهد و نه ادعاهای قدسی، بلکه کردارِ درونی و انسانیتِ راستینِ اوست.

معنای روان

در زهد اگر موسی و هارون آئی وانگاه چو جبرئیل بیرون آئی

اگر در ظاهرِ زندگی، چون حضرت موسی و هارون اهل زهد و تقوا باشی و در رفتارِ بیرونی مانند جبرئیل فرشته‌خو و پاک به نظر برسی،

نکته ادبی: موسی و هارون نمادهای زهد و رسالت و جبرئیل نمادِ طهارت و قداست در ادبیاتِ عرفانی است.

از صورت زهد خود چه مقصود ترا در سیرت اگر یزید و قارون آئی

این ظاهرِ زاهدانه چه فایده‌ای برای تو دارد، هنگامی که در باطن و حقیقتِ کردارِ خود، مانند یزید (نمادِ ستم) یا قارون (نمادِ دنیاطلبی و تکبر) هستی؟

نکته ادبی: تضادِ میان واژگانِ صورت (شکل و ظاهر) و سیرت (ماهیت و باطن) کانونِ معنایی این بیت است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح موسی، هارون، جبرئیل، یزید، قارون

استفاده از شخصیت‌های تاریخی و مذهبی برای تبیینِ جایگاهِ خیر و شر در باطن و ظاهر انسان.

تضاد صورت و سیرت

تقابلِ میانِ ظاهرِ آراسته و باطنِ ناپاک برای اثباتِ بی‌ارزش بودنِ ریاکاری.

استفهام انکاری چه مقصود ترا

پرسشی که پاسخ آن منفی است و بر بی‌فایدگیِ عملِ بدونِ اخلاص تأکید می‌کند.