دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۳

مولوی
در بی خبری خبر نبودی چه بدی و اندیشهٔ خیر و شر نبودی چه بدی
ای هوش تو و گوش من و حلقهٔ در گر حلقهٔ سیم و زر نبودی چه بدی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتابی از اندیشه‌ی فلسفی و عرفانی در بابِ رنج‌های ناشی از آگاهی و تعلّقاتِ دنیوی است. شاعر با رویکردی پرسشگرانه، وضعیتِ ناآگاهی و تهی بودن از داوری‌های اخلاقی و مادی را مطلوب‌تر از زیستن در دنیایِ پرهیاهویِ آکنده از خیر و شر و تجملاتِ مادی می‌داند.

در فضایِ این سروده، گویی شاعر در طلبِ نوعی بی‌خویشتنی است تا از فشارهایِ ذهنیِ ناشی از قضاوت‌ها و جاذبه‌هایِ فریبنده‌یِ مادی رهایی یابد و به آرامشی دست یابد که در آن خبری از دوگانگی‌هایِ معمولِ بشری نباشد.

معنای روان

در بی خبری خبر نبودی چه بدی و اندیشهٔ خیر و شر نبودی چه بدی

اگر در آن حالتِ بی‌خبری که آدمی فارغ از هیاهوی جهان است، هیچ خبری وجود نداشت و در ذهنمان فکرِ خوب و بد نمی‌گشت، چه اتفاقی می‌افتاد؟ در واقع شاعر از این می‌پرسد که آیا این آگاهیِ دائم و تفکیکِ امور به خیر و شر، ضرورتی برای آرامشِ جان دارد؟

نکته ادبی: تکرارِ عبارت «نبودی چه بدی» در انتهای هر دو مصراع، آرایه‌ی تکرار است که به وزن و موسیقیِ کلام افزوده و بر تردید و حسرتِ شاعر نسبت به رهایی از آگاهی تأکید دارد.

ای هوش تو و گوش من و حلقهٔ در گر حلقهٔ سیم و زر نبودی چه بدی

ای که هوش و آگاهیِ تو با گوشِ شنوا و درِ خانه‌ی من در ارتباط است؛ اگر این «حلقه‌ی در» که از سیم و زر (نقره و طلا) ساخته شده و نمادی از دنیاست وجود نداشت، چه می‌شد؟ (یعنی اگر مادیات و تعلّقاتِ دنیوی میان ما فاصله نمی‌انداخت، ارتباطِ ما بسیار پاک‌تر و خالصانه‌تر بود.)

نکته ادبی: «حلقه در» در اینجا ایهام دارد؛ هم به معنای ظاهریِ کوبه‌ی در است و هم به معنای نمادینِ تعلقات و موانعِ مادی که مانعِ پیوندِ جان‌ها می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری چه بدی

پرسش در اینجا برای پرسیدن نیست، بلکه به معنای «هیچ بدی‌ای نداشت» یا «بهتر بود» به کار رفته است.

ایهام حلقه

اشاره به کوبه‌ی در و همزمان به نمادِ وابستگی‌های مادی که همچون حلقه‌ای بر دست و پای انسان است.

تضاد خیر و شر

تقابلِ دو مفهومِ متضاد که پایه و اساسِ قضاوت‌های بشری است.