دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۵۰

مولوی
خوش می سازی مرا و خوش می سوزی خوش پرده همی دری و خوش می دوزی
آموختیم جوانی اندر پیری از بخت جوان صلای پیرآموزی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تضادها و تناقضات شیرین در مسیر سلوک و عشق می‌پردازد. شاعر با زبانی نمادین، دوگانگیِ رفتارهای معشوق یا گردش روزگار را به تصویر می‌کشد که همزمان ویرانگر و سازنده، و افشاگر و پوشاننده‌ است.

در بخش دوم، نگاهی عمیق به مقوله تجربه و دانش صورت می‌گیرد. شاعر از تناقضی زیبا سخن می‌گوید که در آن، فرد در دوران کهنسالی به درک حقیقت جوانی می‌رسد؛ گویی بختِ بلند و جوان، او را به آموزه‌هایی فراخوانده که شایسته خردمندان و پیران است.

معنای روان

خوش می سازی مرا و خوش می سوزی خوش پرده همی دری و خوش می دوزی

تو مرا با هنرمندیِ تمام می‌آفرینی و با همان لطف، وجودم را به آتش می‌کشی.

نکته ادبی: واژه خوش در اینجا به معنای از سر حکمت و به شیوه دلپذیر است.

آموختیم جوانی اندر پیری از بخت جوان صلای پیرآموزی

تو پرده از اسرار من برمی‌داری و رازهایم را فاش می‌کنی، و سپس با ظرافت آن‌ها را می‌پوشانی و اصلاح می‌کنی.

نکته ادبی: پرده دری کنایه از آشکار کردن عیب یا راز است و دوختن در مقابل آن، به معنای ترمیم و پوشاندن است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تناقض (پارادوکس) خوش می سازی مرا و خوش می سوزی

قرار دادن دو عمل متضاد ساختن و سوختن در کنار هم برای توصیف قدرت مطلقه معشوق.

کنایه پرده دری

کنایه از افشاگری و نمایان کردن عیب یا راز پنهانی انسان.

مراعات نظیر پرده دری و دوزی

استفاده از واژگان مرتبط با خیاطی (پرده، دوختن) برای بیان مفهومی عمیق در رابطه با عیوب و اسرار انسان.