دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۷

مولوی
خود را چو دمی ز یار محرم یابی در عمر نصیب خویش آن دم یابی
زنهار که ضایع نکنی آن دم را زیرا که دگر چنان دمی کم یابی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر اهمیت والای لحظات حضور و انس با معشوق حقیقی تأکید می‌ورزند. شاعر بیان می‌دارد که زندگی راستین، نه در گذر بی‌هوده ایام، بلکه در آن دمِ کوتاهی نهفته است که آدمی به فیض دیدار و صمیمیت با محبوب الهی یا حقیقت مطلق دست می‌یابد.

مفهوم مرکزی این ابیات، غنیمت شمردن فرصت‌های معنوی است. از دیدگاه عارفانه، لحظاتی که انسان در اوج آگاهی و نزدیکی به ذات هستی است، تنها دارایی واقعی اوست که باید با تمام وجود مراقب آن باشد تا به غفلت و سرگرمی‌های دنیوی از دست نرود.

معنای روان

خود را چو دمی ز یار محرم یابی در عمر نصیب خویش آن دم یابی

هرگاه لحظه‌ای فرصت دست داد که در خلوت و صمیمیت با معشوق راستین قرار بگیری، بدان که تنها همین لحظه، بهره و نصیب واقعی تو از کل عمر است و سایر زمان‌ها فاقد چنین اعتباری هستند.

نکته ادبی: واژه دم در اینجا دارای ایهام است؛ هم به معنای لحظه و زمان کوتاه است و هم به معنای نفس که عامل حیات است، اشاره دارد.

زنهار که ضایع نکنی آن دم را زیرا که دگر چنان دمی کم یابی

سخت مراقب باش که این فرصت طلایی و لحظه ناب حضور را بیهوده و با غفلت به هدر ندهی؛ چرا که چنین فرصت‌های غنیمتی بسیار نادر هستند و دوباره به راحتی به چنگ نمی‌آیند.

نکته ادبی: زنهار یک قید تأکیدی برای پرهیز دادن و آگاه ساختن است که در ادبیات پندآموز و عرفانی کاربرد فراوان دارد.

آرایه‌های ادبی

جناس و تکرار دم

تکرار واژه دم در مصراع‌های مختلف، ضمن ایجاد موسیقی گوش‌نواز، بر ارزش حیاتی هر لحظه تأکید می‌کند.

کنایه یار محرم

کنایه از خداوند یا حقیقت مطلقی است که انسان تنها با او می‌تواند به آرامش و صمیمیت حقیقی دست یابد.