دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۶

مولوی
خواهی که در این زمانه فردی گردی یا در ره دین صاحب دردی گردی
این را بجز از صحبت مردان مطلب مردی گردی چو گرد مردی گردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده بر این نکته تأکید دارد که دست‌یابی به جایگاه والای انسانی و درک حقایق عرفانی، جز با همنشینی با اهل معرفت و بزرگان طریقِ سلوک میسر نیست. شاعر به صراحت بیان می‌دارد که برای پیمودن مسیر کمال و رهایی از روزمرگی، باید از انزوا دوری جست و به دامانِ خردورزان و عارفان پناه برد تا از پرتو وجود آنان، جانِ آدمی صیقل یابد و به بلوغِ فکری و روحی برسد.

مضمون اصلی، اهمیت «صحبت» یا همنشینی با مردانِ خداست؛ چرا که معتقد است کمالِ آدمی نه در تنهایی و مطالعه صرف، بلکه در پیوند با جان‌های آگاه و مردانِ حقیقتی است که راه را پیش از ما پیموده‌اند و می‌توانند چراغِ مسیرِ تاریکِ زندگی باشند.

معنای روان

خواهی که در این زمانه فردی گردی یا در ره دین صاحب دردی گردی

اگر آرزو داری در این روزگار سرآمد و یگانه شوی، یا اگر می‌خواهی در طریقِ حقیقت و دین‌داری به مرتبه‌ای برسی که در جانت سوز و گدازِ الهی زبانه بکشد، بدان که راهی جز این نیست.

نکته ادبی: ترکیب «صاحب درد» از اصطلاحات عرفانی است و به معنای کسی است که در طلبِ حق، دچارِ اندوهِ مقدس و شوقِ جست‌وجو است و «فردی» در اینجا به معنای کسی است که از همگان متمایز و سرآمد است.

این را بجز از صحبت مردان مطلب مردی گردی چو گرد مردی گردی

این کمال و حقیقت را در جایی جز همنشینی با مردانِ بزرگ و عارفانِ راه حق جست‌وجو نکن؛ زیرا تو تنها زمانی به کمالِ مردانگی و بزرگی می‌رسی که گردِ وجودِ آنان حلقه بزنی و از آنان درسِ زندگی بیاموزی.

نکته ادبی: واژه‌ی «گرد» در مصراع دوم ایهام دارد؛ هم به معنای گرد آمدن و همنشینی است و هم به معنای چرخش و ممارست؛ همچنین تکرار واژه «مرد» و «مردی» برای تأکید بر تأثیر متقابلِ شاگرد و استاد به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

جناس و تکرار مردی گردی چو گرد مردی گردی

تکرار کلمات مشتق از ریشه «مرد» و «گرد» که علاوه بر آهنگین کردن سخن، بر این حقیقت تأکید دارد که تأثیر همنشینی با بزرگان، باعثِ دگرگونی در هویت و شخصیتِ فرد می‌شود.