دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۴

مولوی
حیف است که پیش کر زنی طنبوری یا یوسف همخانه کنی با کوری
یا قند نهی در دو لب رنجوری یا جفت شود مخنثی با حوری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در نکوهشِ صرفِ وقت و توان برای نااهلان است. شاعر با استفاده از تمثیل، نشان می‌دهد که هدر دادنِ زیبایی‌ها، دانش و کمالات در پیشگاهِ کسانی که ظرفیتِ درکِ آن را ندارند، کاری غیرعقلانی و نازیباست.

مفهومِ کلی، هشداری اخلاقی است بر حفظِ گوهرِ سخن و زیبایی؛ بدین معنا که نباید هر کلام یا نعمتی را به دستِ کسی سپرد که از سرِ جهل یا بیماریِ جان، قادر به ستایش و ادراکِ آن نیست.

معنای روان

حیف است که پیش کر زنی طنبوری یا یوسف همخانه کنی با کوری

و یا همنشین کردنِ کسی که نمادِ کمال و زیبایی (یوسف) است با فردی که بینایی ندارد و نمی‌تواند آن زیبایی را درک کند، کاری ناپسند و دور از خرد است.

نکته ادبی: همخانه کنایه از هم‌نشینی و قرابت است و یوسف استعاره از نهایتِ زیبایی و کمال است.

یا قند نهی در دو لب رنجوری یا جفت شود مخنثی با حوری

و یا اینکه فردی سست‌عنصر و بی‌مقدار را با موجودی آسمانی و کمال‌یافته (حوری) هم‌بستر و جفت‌گردانی، تضادی آشکار و ناهنجار است.

نکته ادبی: مخنث در ادبیاتِ کهن به معنای مردِ سست‌اراده و بی‌غیرت است و در برابرِ حوری قرار گرفته تا ناهنجاری این پیوند را نشان دهد.

آرایه‌های ادبی

تمثیل کل ابیات

شاعر با استفاده از مثال‌های ملموس و متضاد، مفهومِ اتلافِ داشته‌های ارزشمند در نزدِ نااهلان را تبیین کرده است.

تضاد یوسف/کوری، مخنث/حوری

تقابلِ میانِ امورِ عالی (یوسف، حوری) و امورِ پست یا ناکارآمد به منظورِ برجسته‌سازیِ نازیباییِ این پیوندها استفاده شده است.