دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۳

مولوی
حاشا که به ماه گویمت میمانی یا چون قد تو سرو بود بستانی
مه را لب لعل شکرافشان ز کجاست در سرو کجاست جنبش روحانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش زیبایی بی‌همتای محبوب سروده شده‌اند. شاعر با نگاهی هنرمندانه و با استفاده از فنون بلاغی، هرگونه تشبیه معشوق به مظاهر طبیعی مانند ماه و سرو را رد می‌کند و با استدلالی شاعرانه، برتری مطلق او را بر زیبایی‌های عالم هستی به رخ می‌کشد.

فضای حاکم بر این سروده‌ها، فضای تحسین و بزرگداشت است؛ شاعر می‌کوشد با فراتر بردنِ معشوق از الگوهای رایج زیبایی در ادبیات کلاسیک، نشان دهد که کمالات معشوق در قالب تشبیهات زمینی نمی‌گنجد.

معنای روان

حاشا که به ماه گویمت میمانی یا چون قد تو سرو بود بستانی

هرگز بر زبان نمی‌آورم و با قاطعیت رد می‌کنم که تو شبیه به ماه هستی؛ چرا که زیبایی تو از درخشش ماه نیز بالاتر است.

نکته ادبی: واژه 'حاشا' به معنای انکار شدید و دور دانستنِ امری است.

مه را لب لعل شکرافشان ز کجاست در سرو کجاست جنبش روحانی

و همچنین انکار می‌کنم که قد و بالای موزون و زیبای تو، به درخت سروِ بوستان شباهت داشته باشد.

نکته ادبی: سرو در ادبیات کلاسیک نمادِ بلندی و اعتدال قامت است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه کل ابیات

شاعر با اغراق در زیبایی معشوق، او را برتر از مظاهر زیبایی طبیعت می‌داند.

استفهام انکاری مه را لب لعل شکرافشان ز کجاست

پرسشی که پاسخ آن منفی است تا برتری معشوق ثابت شود.

تشبیه ماه و سرو

به‌کارگیری نمادهای سنتی زیبایی برای مقایسه با معشوق.

حسن تعلیل کل ابیات

شاعر دلیلی شاعرانه و زیبا برای عدم شباهت معشوق به طبیعت می‌آورد.