دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۴۰

مولوی
چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهی یا حیله کنی ز حیلهٔ ما بجهی
یا بازخری تو خویش و مالی بدهی آن به که دگر سر نکشی سر بنهی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی آمرانه و مقتدرانه را ترسیم می‌کند که در آن، راهی برای فرار، نیرنگ یا حتی خرید آزادی وجود ندارد. شاعر با لحنی قاطع، مخاطب را در وضعیتی قرار می‌دهد که تمامی راه‌های مقابله بر او بسته است.

مفهوم کلی حاکم بر متن، ضرورت تسلیم و پذیرشِ ناگزیری در برابر قدرتی برتر است. پیام شاعر این است که وقتی تمامی تلاش‌ها برای رهایی بی‌حاصل است، عاقلانه‌ترین کار، دست کشیدن از طغیان و تن دادن به اراده حاکم است.

معنای روان

چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهی یا حیله کنی ز حیلهٔ ما بجهی

از آنجا که برای تو راه گریزی از چنگ ما وجود ندارد و نمی‌توانی با استفاده از ترفند و نیرنگ از دامی که برایت گسترده‌ایم رهایی یابی.

نکته ادبی: واژه «بر» در اینجا به معنی نزد و کنار است و ترکیب «از برِ ما» به معنای از تحت سلطه ما می‌باشد. «بجهی» از مصدر جهیدن به معنای پریدن و به سرعت رها شدن است.

یا بازخری تو خویش و مالی بدهی آن به که دگر سر نکشی سر بنهی

و یا اینکه بخواهی با پرداخت باج و فدیه خود را آزاد کنی؛ در این شرایط بهتر است که دیگر سرکشی نکنی و در برابر اراده ما تسلیم شوی.

نکته ادبی: عبارت «سر نکشیدن» کنایه از ترک طغیان و سرکشی است و عبارت «سر نهادن» کنایه از تسلیم شدن و پذیرش کامل حکم است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سر کشیدن

به معنای سرکشی، طغیان و نافرمانی کردن.

کنایه سر نهادن

به معنای تسلیم شدن، تواضع و گردن نهادن در برابر حکم.

واج‌آرایی سر نکشی سر بنهی

تکرار صامت‌های «س» و «ر» که موسیقی گوش‌نوازی در کلام ایجاد کرده و بر معنای قاطع کلام افزوده است.