دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۹

مولوی
چون مست شوی قرابه بر پای زنی با دشمن جان خویشتن رای زنی
هم باده خوری مها هم نای زنی این طمع مکن که هر دو یک جای زنی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعات در نکوهشِ تناقض در رفتار و سبک زندگی است. شاعر به تصویرسازی از حالتی می‌پردازد که در آن، آدمی با افراط در خوش‌گذرانی و غفلت، نه تنها خرد خویش را زایل می‌کند، بلکه با دست خود، زمینه‌سازِ تباهی خویش می‌شود.

پیام صریح این کلام آن است که نمی‌توان هم‌زمان در پیِ لذت‌جویی‌های بی‌قید و بند بود و انتظارِ همراهیِ سلامت و عافیت را داشت. جمعِ میانِ این دو، خیالی خام و طمعی بی‌جا است و عاقبتِ چنین رفتاری، چیزی جز پشیمانی و خودویرانگری نیست.

معنای روان

چون مست شوی قرابه بر پای زنی با دشمن جان خویشتن رای زنی

هنگامی که بر اثر شراب‌خواری عقلت را از دست می‌دهی و مست می‌شوی، از روی نادانی کوزه شراب را (که نمادِ عیشِ توست) می‌شکنی و به خودت آسیب می‌زنی.

نکته ادبی: قرابه در اینجا به معنای کوزه بزرگ شیشه‌ای برای نگهداری شراب است و شکستن آن کنایه از مستیِ بی‌خردانه و تباه کردنِ فرصت است.

هم باده خوری مها هم نای زنی این طمع مکن که هر دو یک جای زنی

در آن حالتِ مستی و غفلت، با نفسِ اماره یا همان دشمن وجود خود هم‌داستان می‌شوی و تصمیم‌هایی می‌گیری که به نابودیِ زندگی و هستیِ تو منجر می‌شود.

نکته ادبی: رای زدن در متون کهن به معنای مشورت کردن یا تصمیم گرفتن است؛ اینجا کنایه از همراهی با وسوسه‌های نفسانی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه قرابه بر پای زدن

کنایه از تباه کردنِ سرمایه عیش و نشانه‌ای از مستیِ بی‌خردانه است که موجب خسارت به خود می‌شود.

کنایه دشمن جان

اشاره به نفسِ اماره یا همان میل‌های درونیِ ویرانگر است که با انسان هم‌نشین است.

ندا مها

به کار بردن خطاب برای تذکر دادن به مخاطب و بیدار کردن او از غفلت.