دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۸

مولوی
چون کار مسافران دینم کردی حمال امانت یقینم کردی
گفتم که ضعیفم و گرانست این بار زورم دادی و آهنینم کردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تجربه‌ی معنوی سالکی اشاره دارد که در مسیر پرفراز و نشیب دین و یقین گام نهاده است. شاعر با زبانی صمیمانه، این تحول درونی را بیان می‌کند که چگونه باری که در ابتدا فراتر از توان بشری به نظر می‌رسید، با عنایت و لطف پروردگار بر دوش جان او نهاده شده و او را در برابر سختی‌ها صلب و استوار کرده است.

مفهوم محوری در اینجا، گذار از ضعفِ ذاتی انسان به قدرتِ موهبتی است که از جانب محبوب به او عطا می‌شود. در واقع، بارِ سنگینِ امانتِ الهی، تنها با یاری خداوند است که برای جانِ خسته و ضعیفِ انسان قابل‌تحمل می‌گردد و او را به مرتبه‌ای از پایداری و استقامت می‌رساند.

معنای روان

چون کار مسافران دینم کردی حمال امانت یقینم کردی

هنگامی که مرا در ردیف مسافرانِ طریقِ دین و ایمان جای دادی، توفیق آن را به من بخشیدی که امانتِ سنگینِ یقینِ قلبی را بر دوش کشم و مسئولیت آن را بپذیرم.

نکته ادبی: واژه امانت تلمیحی است به بار سنگین تکلیف الهی و معرفت شهودی که در ادبیات عرفانی، پذیرش آن تنها از عهده کسی بر می‌آید که به عنایت حق، ظرفیت وجودی‌اش گسترش یافته باشد.

گفتم که ضعیفم و گرانست این بار زورم دادی و آهنینم کردی

به درگاهت عرضه کردم که در برابر این مسئولیتِ عظیم ناتوانم و این بار بر دوش من سنگینی می‌کند؛ اما تو چنان قدرت و توانی به من عطا کردی که همچون آهن، در برابر دشواری‌ها و سختی‌های مسیر، محکم و نفوذناپذیر شدم.

نکته ادبی: تشبیه به آهن در اینجا کنایه از صلابت، پایداری و شکست‌ناپذیری در مسیر حق است که در مقابلِ ضعفِ اولیه سالک قرار می‌گیرد.

آرایه‌های ادبی

تلمیح امانت یقین

اشاره به آیه ۷۲ سوره احزاب و پذیرش بار امانت الهی که آسمان و زمین از حمل آن سرباز زدند.

تشبیه بلیغ آهنینم کردی

تشبیه روح و جان سالک به آهن برای نشان دادن قدرت و استقامت در برابر سختی‌ها.

تضاد ضعیف و آهنین

تقابل میان ضعف ذاتی انسان و استقامتی که در سایه لطف الهی حاصل می‌شود.