دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۴

مولوی
چون خار بکاری رخ گل می خاری تا گل ناری بر ندهد گلناری
فعل تو چو تخم و این جهان طاهون است تا خشت بر آسیا بری خاک آری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر قانون ناگزیر علیت و بازتاب اعمال در جهان هستی تأکید دارند. شاعر به زبانی تمثیلی بیان می‌کند که جهان مانند دستگاهی است که دقیقاً همان محصولی را تحویل می‌دهد که ما در آن ریخته‌ایم؛ بنابراین، نیکی و بدی که به جهان عرضه می‌کنیم، عیناً به خودمان بازمی‌گردد.

در این نگاه اخلاقی، اعمال انسان به بذر و جهان به آسیایی تشبیه شده است که سرنوشت انسان را رقم می‌زند. پیام محوری این است که آدمی نمی‌تواند از کاشته‌های نامناسب، محصولی درخشان و مطلوب انتظار داشته باشد و مسئولیت نهایی خوشبختی یا تیره‌بختی، بر عهده خود فرد است.

معنای روان

چون خار بکاری رخ گل می خاری تا گل ناری بر ندهد گلناری

اگر در زندگی خار (کردار زشت) بکاری، نه تنها به گل نمی‌رسی، بلکه با خارهای کاشته‌ات صورت خود را نیز زخمی خواهی کرد؛ چرا که از کاشتن خار، انتظار روئیدن گل‌ناری (گل زیبای انار) داشتن، امری محال است.

نکته ادبی: واژه می‌خاری در اینجا استعاره از آسیب دیدن و رنج بردن است. همچنین گل‌ناری اشاره به رنگ سرخ گل انار دارد که نماد زیبایی و ثمر دادن است.

فعل تو چو تخم و این جهان طاهون است تا خشت بر آسیا بری خاک آری

کردار تو در این دنیا همانند بذر است و جهان همچون آسیایی است که هر چه را در آن بریزی، همان را پس می‌دهد؛ پس اگر به جای دانه، خشت و کلوخ به آسیاب بیندازی، جز خاک و غبار بی‌فایده نصیب تو نخواهد شد.

نکته ادبی: طاهون واژه‌ای کهن به معنای آسیاب است. تشبیه فعل به تخم و جهان به آسیاب، تمثیلی دقیق برای نشان دادن رابطه مستقیم کنش و واکنش در زندگی است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل جهان و طاهون

تشبیه جهان به آسیاب برای نشان دادن بازتاب حتمی اعمال.

تشبیه فعل تو چو تخم

مانند کردن کردار انسان به بذر برای تبیین نتیجه‌گیری.

جناس و اشتقاق گل، گل‌ناری، گلناری

بهره‌گیری از هم‌آوایی واژگان برای تأکید بر عدم امکان تغییر ماهوی نتیجه.