دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳۲

مولوی
چندان گفتی که از بیان بگذشتی چندان گشتی بگرد آن کان گشتی
کشتی سخن در آب چندان راندی نی تخته بماند نی تو و نی کشتی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات هشدار می‌دهد که زیاده‌روی در واکاوی، گفت‌وگو و تحلیل‌های ذهنی، نه تنها ما را به حقیقت نزدیک نمی‌کند، بلکه باعث سردرگمی و نابودیِ خودِ پژوهشگر و ابزارهای شناخت او می‌شود.

شاعر بیان می‌کند که هرگاه سخن از حد اعتدال خارج شود، به‌جای روشن‌گری، منجر به غرق شدن در دریایی از کلمات بیهوده می‌شود که در نهایت هیچ اثری از گوینده و مقصود او باقی نمی‌گذارد.

معنای روان

چندان گفتی که از بیان بگذشتی چندان گشتی بگرد آن کان گشتی

تو آن‌قدر درباره موضوع صحبت کردی که از مرز بیان و توضیح گذشتی و آن‌قدر وسواس‌گونه حولِ اصلِ مطلب چرخیدی که در نهایت خودت نیز در آن گم شدی.

نکته ادبی: واژه کان در مصرع دوم ایهام دارد؛ می‌تواند به معنای معدن و سرچشمه باشد و یا که آن که به موضوع اشاره دارد.

کشتی سخن در آب چندان راندی نی تخته بماند نی تو و نی کشتی

تو کشتیِ سخن را چنان در دریای واژه‌ها راندی که نه از ابزارِ بیان چیزی باقی ماند، نه از خودِ تو و نه از کشتیِ کلام؛ همه‌چیز در این هیاهویِ بی‌حاصل نابود شد.

نکته ادبی: کشتی سخن اضافه استعاری است که سخن را به کشتی و ذهن را به کشتی‌بان تشبیه کرده است که در غرقاب کلمات ناپدید شده‌اند.

آرایه‌های ادبی

استعاره کشتی سخن

تشبیه سخن به کشتی که در دریای کلمات در حرکت است و خطر غرق شدن در آن وجود دارد.

ایهام کان

اشاره به دو معنای سرچشمه (معدن) و ترکیب که آن که ابهامِ زیبایی در کلام ایجاد کرده است.

تکرار چندان

تکرار واژه چندان برای تأکید بر افراط در گفتار و عمل که منجر به شکست شده است.