دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۱
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات بیانگر شکایت عاشق از معشوقی است که با وجود داشتن جلوههای فریبنده و مستکننده، نسبت به درد و نیاز عاشق بیتفاوت و بخیل است. شاعر با استفاده از تمثیل می و خماری، فضای حاکم بر رابطه را به مستی و در عین حال، تنهایی حاصل از بیاعتنایی معشوق پیوند میزند.
در واقع، سراینده معشوق را به دلیل خودداری از بخشیدن مهر و محبت، سرزنش میکند و او را به کسی تشبیه میکند که با وجود داشتن شراب حیاتبخش، از نوشیدن آن خودداری کرده و تنها به آزار دادن دیگران و عصارهگیری از رنج آنها مشغول است.
معنای روان
چشمان فریبنده و خمار تو گویی همیشه مست است و از این بابت تاسف میخورم که این نگاه خاص تو، باعث شده که رسم آزار دادن عاشق و تنها گذاشتن او در میان دلباختگان تو نهادینه شود.
نکته ادبی: واژه مست در اینجا استعاره از زیبایی خیرهکننده و گیجکننده است. خماری نیز به تداوم این حال خاص اشاره دارد.
از آنجا که عشق و مهرورزی (که به شراب تشبیه شده) مایهی مدد و حیات است، چرا تو تا این حد در ابراز آن خسیس هستی؟ تو خود از این شراب عشق نمینوشی و بهره نمیبری، اما همچون کسی که شیرهی میوه را میگیرد، جان عاشق را میفشاری و آزار میدهی.
نکته ادبی: تضاد میان می نخوردن و شیره افشردن، نشاندهنده تضاد رفتاری معشوق در عین بیبهره بودن از لذت عشق است.
آرایههای ادبی
تشبیه چشمان زیبا و فریبنده به مستی که باعث بیقراری عاشق میشود.
نمادی از عشق، شادی، و فیض که معشوق از بخشیدن آن به عاشق دریغ میکند.
نکوهش معشوق که خود از عشق بیبهره است (نمینوشد) اما دیگران را به سختی میاندازد و رنج میدهد (شیره میافشارد).