دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۷

مولوی
جان روز چو مار است به شب چون ماهی بنگر که تو با کدام جان همراهی
گه با هاروت ساحر اندر چاهی گه در دل زهره پاسبان ماهی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به دوگانگی نهاد آدمی و نوسانات روح و جان انسان در مواجهه با احوال مختلف اشاره دارد. شاعر با استفاده از تمثیل‌ها و اشارات اسطوره‌ای، تضاد میان گرایش‌های پست و دنیوی و جلوه‌های متعالی و روحانی را به تصویر می‌کشد.

مقصود اصلی، دعوت مخاطب به خودشناسی و مراقبه است تا دریابد در کشاکش روزگار، جان و روح او با کدام جنبه از وجودش هم‌سفر شده است؛ آیا در بند خواهش‌های نفسانی گرفتار است یا در جستجوی روشنایی و کمال.

معنای روان

جان روز چو مار است به شب چون ماهی بنگر که تو با کدام جان همراهی

جان و روان آدمی در روز مانند ماری خطرناک است و در شب همچون ماهی آرام و غوطه‌ور. نیک بنگر و تامل کن که تو در این میان، با کدام بخش از وجودت همراه و هم‌نشین شده‌ای.

نکته ادبی: تشبیه جان به مار و ماهی برای نمایش دو حالت متضاد (تنش و آرامش) به کار رفته است.

گه با هاروت ساحر اندر چاهی گه در دل زهره پاسبان ماهی

گاهی روح تو چنان در چاهِ خواهش‌های نفسانی اسیر است که گویی هم‌نشین هاروت شده‌ای و گاهی به چنان مقام بالایی می‌رسی که نگهبان زیبایی و شکوهِ ماه و زهره در آسمان می‌شوی.

نکته ادبی: اشاره به داستان اساطیری هاروت و ماروت (تلمیح) و نمادپردازی زهره و ماه برای توصیف مراتب وجودی.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو مار است به شب چون ماهی

تشبیه وضعیت روح در روز به مار و در شب به ماهی.

تلمیح هاروت ساحر اندر چاهی

اشاره به داستان اساطیری هاروت که به دلیل نافرمانی در چاه بابل گرفتار شد.

تضاد روز و شب / مار و ماهی / چاه و زهره

تقابل میان واژگان برای نشان دادن نوسانات احوال درونی انسان میان پستی و بلندی.