دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۶

مولوی
جان دید ز جانان ازل دمسازی می خواهد کز من ببرد هنبازی
این بازیها که جان برون آورده است ما را به خود تمام بازی بازی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به اشتیاق درونی روح آدمی برای بازگشت به آن یگانگی و انسِ ازلی با معشوق حقیقی اشاره دارد. شاعر در این فضای عرفانی، تبیین می‌کند که چگونه روح با یادآوریِ پیوندِ دیرینِ خود با حضرت حق، تمامیِ تعلقاتِ دنیوی و شریک‌های خیالیِ دل را مزاحم می‌بیند و آرزومندِ رهایی از آن‌هاست.

در بخش دوم، شاعر با نگاهی انتقادی به مشغولیت‌های بیهوده‌ی دنیوی می‌نگرد و هشدار می‌دهد که این بازی‌هایِ رنگارنگِ زندگی، در واقع نقابی است که بر چهره‌ی حقیقت کشیده شده و آدمی را در چرخه‌ای از توهمات گرفتار کرده است که در اصطلاحِ عرفانی، مانعِ درکِ واقعیتِ هستی می‌شود.

معنای روان

جان دید ز جانان ازل دمسازی می خواهد کز من ببرد هنبازی

روح آدمی چون آن پیوند و الفتِ دیرینه و ازلی‌اش را با معشوقِ حقیقی به یاد آورد، اکنون مشتاق است که تمامیِ وابستگی‌ها و هم‌نشین‌هایِ غیرِ الهی را از میدانِ دلِ من دور کند تا راه برای وصال باز شود.

نکته ادبی: جانان نماد معشوق حقیقی و دمسازی به معنای همدلی و هم‌نشینی صمیمانه است. هنبازی در اینجا به معنای رقیب و شریک است که مانعِ وحدتِ کاملِ عارف با معشوق می‌شود.

این بازیها که جان برون آورده است ما را به خود تمام بازی بازی

این سرگرمی‌ها و نقش‌آفرینی‌های دنیوی که روحِ آدمی درگیرِ آن شده است، در نهایت ما را گرفتارِ بازی‌های بی‌حاصل کرده و حقیقتِ ناب را از ما پوشانده است.

نکته ادبی: بازی بازی در اینجا آرایه‌ی تکرار و ایهام دارد که هم به معنای بازیِ کودکانه و هم به معنای گمگشتگی و درگیر شدن در امورِ بیهوده است.

آرایه‌های ادبی

تکرار و ایهام بازی بازی

واژه‌ی بازی دو بار تکرار شده و علاوه بر ایجاد وزن و آهنگ، به مفهومِ پوچی و سرگرمی‌های بیهوده‌ی دنیوی اشاره دارد.

مراعات نظیر جان و جانان

همنشینی این دو کلمه علاوه بر تضادِ ظاهری، رابطه‌ی عاشقانه میانِ عاشق و معشوق را برجسته می‌کند.