دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۳

مولوی
جانا ز تو بیزار شوم نی نی نی با جز تو دگر یار شوم نی نی نی
در باغ وصالت چو همه گل بینم سرگشته بهر خار شوم نی نی نی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر پیوند ناگسستنی و وفاداری بی‌قید و شرط عاشق به معشوق است. شاعر با زبانی صریح و با بهره‌گیری از کلامی تأکیدی، بر آن است که ذره‌ای خلل در عشق او راه ندارد و هیچ عاملی نمی‌تواند او را از کوی دوست بازگرداند یا چشمانش را به غیرِ او خیره کند.

فضا و اتمسفر کلی شعر، فضایِ یقینِ عاشقانه و تسلیم در برابرِ کمالِ معشوق است. شاعر با تکرارِ نفی، هرگونه احتمالِ دوری یا جایگزینی برای محبوب را در اندیشه‌ی خود و مخاطب، به کل منتفی می‌داند.

معنای روان

جانا ز تو بیزار شوم نی نی نی با جز تو دگر یار شوم نی نی نی

ای جانِ من، هرگز از تو بیزار و دل‌زده نخواهم شد، ابداً؛ و هرگز هیچ‌کس جز تو را به عنوان همراه و یار برنخواهم گزید، هرگز.

نکته ادبی: واژه‌ی «نی» به معنای «نه» است که تکرارِ آن در پایانِ مصرع‌ها، نشان‌دهنده‌ی تأکیدِ شدید و قاطعیتِ عاشق در نفیِ احتمالاتِ جدایی است. «جانا» منادا و به معنای «ای جانِ من» است.

در باغ وصالت چو همه گل بینم سرگشته بهر خار شوم نی نی نی

در فضایِ وصالِ تو که سراسر زیبایی و طراوت (همانند باغی پر از گل) است، هرگز به دنبالِ زشتی، رنج یا ناپاکی (خار) نخواهم رفت و سرگردانِ آن نخواهم شد، ابداً.

نکته ادبی: «وصال» در متون عرفانی به معنای پیوند با حقیقت و محبوب است. واژه‌ی «سرگشته» به معنای حیران و سرگردان است که در اینجا نفیِ آن، نشان‌دهنده‌ی آرامشِ عاشق در سایه‌ی حضورِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (تأکید) نی نی نی

تکرارِ متوالیِ «نی» برای القایِ قطعیت، قاطعیت و شدتِ نفیِ احتمالِ دوری یا خیانت در عشق است.

استعاره و تمثیل باغ وصال

وصالِ محبوب به باغی پر از گل تشبیه شده است که استعاره از کمال، زیبایی و لذت‌بخش بودنِ حضورِ معشوق است.

تضاد گل و خار

تقابل میان زیبایی‌های حضور معشوق (گل) و زشتی‌های جایگزین‌های احتمالی یا رنج‌های دوری (خار) برای برجسته‌سازیِ انتخابِ قطعی عاشق.