دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۲۱

مولوی
تو دوش چه خواب دیده ای می دانی نی دانش آن نیست بدین آسانی
در دست و تن تو کاله پنهان کرده است ای شحنه چراش زو نمی رنجانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی آمیخته به طنز و کنایه، به مفاهیم پیچیده روانی و اخلاقی می‌پردازند. شاعر در اینجا به رویای انسان و آنچه در نهان دارد اشاره می‌کند و با استفاده از فضای پلیسی-اداریِ کهن، به غفلتِ ناظران از رازهای درونی آدمی نقد وارد می‌کند.

فضای کلی این اشعار بر پایه پرسشگری استوار است و به این حقیقت اشاره دارد که ظاهرِ افراد، ویترینِ پنهان‌کاری‌های آنان است و کسانی که وظیفه نظارت یا آگاهی دارند، گاه از درکِ این رازها ناتوانند.

معنای روان

تو دوش چه خواب دیده ای می دانی نی دانش آن نیست بدین آسانی

آیا تو می‌دانی که دیشب در عالم خواب چه چیزی را مشاهده کرده‌ای؟ خیر، فهمیدنِ حقیقت و معنای آن خواب، به این سادگی و آسانی که تو تصور می‌کنی نیست.

نکته ادبی: دوش در ادبیات فارسی به معنای دیشب است. واژه نی در ابتدای مصراع دوم مخفف نه بوده و به عنوان ادات نفی برای ردِ ساده‌انگاری مخاطب به کار رفته است.

در دست و تن تو کاله پنهان کرده است ای شحنه چراش زو نمی رنجانی

در میان دستان و پیکر تو، کالایی پنهان جاسازی شده است؛ ای داروغه (مأمور قانون)، چرا او را به خاطر داشتن این متاع مخفی، توبیخ نمی‌کنی و از او بازخواست نمی‌خواهی؟

نکته ادبی: کاله در متون کهن به معنای کالا و اثاثیه است. شحنه به معنای داروغه یا رئیس پلیس شهر بوده که در اینجا نمادی از ناظر یا وجدانِ غافل است.

آرایه‌های ادبی

کنایه کاله پنهان کرده است

اشاره به گناهان، رازها یا ویژگی‌های ناپسندی دارد که انسان در وجود خود پنهان نگاه می‌دارد.

استعاره شحنه

به معنای ناظر، بازجو یا حتی وجدانِ بیدار است که مسئولیتِ آشکار کردنِ پنهان‌کاری‌ها را بر عهده دارد.

استفهام انکاری چراش زو نمی رنجانی

پرسشی که پاسخ آن منفی است و بر غفلتِ ناظر تأکید دارد.