دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۹

مولوی
تو آب نی خاک نی تو دگری بیرون ز جهان آب و گل در سفری
قالب جویست و جان در او آب حیات آنجا که توئی از این دو هم بی خبری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین جایگاه فرامادی حقیقت آدمی می‌پردازد و تأکید می‌کند که ذات انسان محدود به کالبد خاکی و عناصر عالم مادی نیست. شاعر با رویکردی عرفانی، انسان را به شناخت حقیقت خویش که فراتر از جسم و جان است، دعوت می‌کند.

فضا و لحن این کلام، دعوت به سیر آفاق و انفس و رهایی از بندهای تعلقات مادی است. شاعر می‌کوشد تا مخاطب را از ظاهر هستی به باطن آن سوق دهد و مرتبه‌ای از وجود را ترسیم کند که در آن، دوگانگی‌های معمول این جهانی رنگ می‌بازد.

معنای روان

تو آب نی خاک نی تو دگری بیرون ز جهان آب و گل در سفری

ذات حقیقی تو از جنس آب و خاک نیست؛ تو موجودی متفاوت و فراتر از این‌ها هستی. حقیقت وجود تو فراتر از این عالم مادی که مرکب از آب و گل است، در حال سیر و سفر است.

نکته ادبی: آب و گل کنایه از پیکر انسانی و عالم مادی است که شاعر آن را محدود می‌داند و ذات آدمی را فراتر از آن قلمداد می‌کند.

قالب جویست و جان در او آب حیات آنجا که توئی از این دو هم بی خبری

پیکر جسمانی، مانند نهری است که روح در آن جریان دارد و همچون آب حیاتِ زندگی‌بخش در آن روان است؛ اما در آن مرتبه‌ای از هستی که حقیقت تو حضور دارد، حتی این تمایز جسم و جان نیز از میان رفته و تو از هر دو فارغ هستی.

نکته ادبی: قالب به معنی کالبد و تن است؛ همچنین آب حیات تلمیحی به آب زندگانی در اساطیر است که در اینجا استعاره از روحِ جان‌بخش است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آب و گل

اشاره به عالم مادی و جسم خاکی که در مقابل ذات والای انسانی قرار دارد.

تلمیح آب حیات

اشاره به داستان‌های اساطیری درباره آبی که به نوشنده آن عمر جاوید می‌دهد، که در اینجا نماد جان است.

تشبیه قالب جویست و جان در او آب حیات

جسم به جوی و جان به آب تشبیه شده است تا جریان زندگی در کالبد را به تصویر بکشد.