دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۳

مولوی
تا خاک قدوم هر مقدم نشوی سالار سپاه نفس و آدم نشوی
تا از من و مای خود مسلم نشوی با این ملکان محروم و همدم نشوی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بر محور ضرورت فروتنی و کنار گذاشتن خودخواهی می‌چرخد. شاعر تأکید دارد که تا انسان بر مرکب غرور سوار است، نمی‌تواند به مقام فرمانروایی بر نفس سرکش خود برسد و از درجات والای انسانیت بهره‌مند شود.

پیام اصلی متن، گذر از خودپرستی و پیوستن به ساحت حقیقت است. این ابیات، تعالی روح را در گروِ فروتنیِ مطلق و رهایی از بندهایِ دنیوی و خودبینی می‌داند تا سالک بتواند از مصاحبت با غافلان فاصله گرفته و به جایگاهی برتر دست یابد.

معنای روان

تا خاک قدوم هر مقدم نشوی سالار سپاه نفس و آدم نشوی

تا زمانی که در برابر هر فردی فروتنی نکنی و تواضع پیشه نسازی، هرگز قادر نخواهی بود بر خواهش‌های درونی خود پیروز شوی و به جایگاه شایسته انسانیت برسی.

نکته ادبی: خاک قدوم کنایه از اوج تواضع و شکستن غرور است و سپاه نفس، استعاره‌ای برای امیال و شهوات درونی است که باید تحت کنترل درآیند.

تا از من و مای خود مسلم نشوی با این ملکان محروم و همدم نشوی

تا هنگامی که از خودخواهی و منیت خویش رها نشوی و در برابر حق سر تسلیم فرود نیاوری، با کسانی که در ظاهر پادشاه اما در باطن از حقیقت محروم‌اند، هم‌نشین خواهی ماند.

نکته ادبی: من و ما کنایه از انانیت و خودپرستی است و واژه ملکان در اینجا کنایه از کسانی است که ظاهری آراسته اما باطنی تهی دارند.

آرایه‌های ادبی

کنایه خاک قدوم

اشاره به اوج فروتنی و کوچک‌شمردن خود در برابر دیگران.

استعاره سپاه نفس

تشبیه امیال سرکش درونی به لشکری که نیاز به فرماندهی و تسلط دارد.

تضاد و کنایه ملکان محروم

استفاده از تناقض ظاهری برای نشان دادن کسانی که با وجود ثروت یا قدرت ظاهری، از کمالات معنوی بی‌بهره‌اند.