دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۰۵

مولوی
بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری گر سر کشی از صفات با دردسری
ای آینه ای که قابل خیر وشری زان عکس ترا چه غم که تو بیخبری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از تمثیلِ آینه، به ماهیتِ قلبِ انسان می‌پردازند که همچون بازتاب‌دهنده‌ی جهان پیرامون است. شاعر بیان می‌دارد که قلب، آینه‌ای است که ناگزیر، تمامی خوبی‌ها و بدی‌هایِ عالم را در خود می‌بیند و منعکس می‌کند.

در پسِ این تصاویر، شاعر به نوعی آرامشِ وجودی دعوت می‌کند؛ چرا که قلب (آینه)، هرچند همه‌چیز را نشان می‌دهد، اما ذاتِ آن از این تصاویر تأثیر نمی‌پذیرد و دستخوشِ تغییر نمی‌شود. بنابراین، اندوهگین شدن برای این نقش‌هایِ گذرا، بیهوده است و انسان باید به این حقیقت آگاه باشد.

معنای روان

بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری گر سر کشی از صفات با دردسری

دلِ انسان بیچاره و حیران است، زیرا همچون آینه‌ای، هر اثر و تصویری را در خود بازتاب می‌دهد. اگر در برابرِ این ویژگیِ ذاتیِ خود (یعنی پذیرش و انعکاس صفات) مقاومت کنی یا سرکشی نمایی، یقیناً دچار دردسر و رنج خواهی شد.

نکته ادبی: واژه‌ی آینه استعاره‌ای نمادین برای قلب است که در ادبیات عرفانیِ ما جایگاهی ویژه‌ دارد. سر کشیدن در اینجا کنایه از تمرد و عدم پذیرشِ حقیقتِ جاری بر عالم است.

ای آینه ای که قابل خیر وشری زان عکس ترا چه غم که تو بیخبری

ای دلی که مانند آینه، ظرفیت پذیرشِ هم خیر و هم شر را داری، از این عکس‌ها و تصاویری که در تو می‌افتد، چرا اندوهگین می‌شوی؟ در حالی که تو خود از ماهیتِ این نقش‌ها بی‌خبری و آن‌ها تأثیری بر ذاتِ پاکِ تو ندارند.

نکته ادبی: قابل در این سیاق به معنای پذیرا و دارای استعداد است. تأکیدِ شاعر بر بی‌خبری آینه، اشاره به استغنا و بی‌طرفیِ قلبِ عارف در مواجهه با کثراتِ عالم است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آینه

استفاده از آینه به عنوان استعاره‌ای برای قلبِ انسان که گیرنده و بازتاب‌دهنده‌ی مفاهیم و جهان پیرامون است.

تضاد خیر و شر

هم‌نشینیِ دو مفهوم متضاد برای نشان دادن گستره‌ی پذیرشِ آینه و فراگیر بودنِ بازتاب‌ها در قلب.

تشخیص ای آینه

مخاطب قرار دادن آینه (قلب) که به نوعی جان‌بخشی و تشخص بخشیدن به آن برای پند و اندرز است.