دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۸

مولوی
برخیز و به نزد آن نکونام درآی در صحبت آن یار دلارام درآی
زین دام برون جه و در آن دام درآی از در اگرت براند از بام درآی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوتی است به فراتر رفتن از وابستگی‌های دنیوی و پیوستن به ساحتی از عشق و معرفت که در آن، جانِ آدمی به دنبال هم‌نشینی با یاری نیک‌سیرت و آرامش‌بخش است. شاعر در این قطعه، گسستن از تعلقات فریبنده و دل بستن به بندِ عشق حقیقی را توصیه می‌کند.

پیام دیگر این سروده، پافشاری و استقامت در راهِ عشق است. عاشق راستین در برابر سختی‌ها و راندن‌ها از سوی معشوق، میدان را خالی نمی‌کند، بلکه با زیرکی و پشتکار، راه‌های ناممکن را برای وصال می‌جوید و ناامیدی را به حریم عشق راه نمی‌دهد.

معنای روان

برخیز و به نزد آن نکونام درآی در صحبت آن یار دلارام درآی

برخیز و به سوی آن یار خوش‌نام و نیک‌سیرت رهسپار شو و در محضر آن جانِ آرامش‌بخش، به خلوت و هم‌نشینی درآی.

نکته ادبی: نکونام کنایه از شخصیتی است که دارای فضیلت و شهرت نیک است و دلارام صفتی برای معشوقی است که مایه آرامش جان است.

زین دام برون جه و در آن دام درآی از در اگرت براند از بام درآی

از این تله‌ی دنیا خود را رها کن و در بندِ عشقِ راستین گرفتار شو؛ و اگر معشوق تو را از درِ خانه راند، مأیوس مشو و از راهِ پشت‌بام به سوی او بازگرد.

نکته ادبی: دام در مصرع نخست به معنای فریبندگی‌های دنیوی و در مصرع دوم به معنای عشق است. از در راندن و از بام درآمدن کنایه از اصرار و پایداری عاشق است.

آرایه‌های ادبی

تناقض دام و دام

استفاده از واژه‌ی دام در دو معنای منفی (تعلق دنیوی) و مثبت (اسارت در عشق) که تضاد میان آرمان و واقعیت را نشان می‌دهد.

کنایه از در اگرت براند از بام درآی

اشاره به نهایتِ اصرار و پافشاری عاشق برای وصال، که حتی با طرد شدن از راه اصلی، از راهی دشوارتر باز می‌گردد.

ایهام در

واژه‌ی در هم به معنای درب و هم به معنای درون‌شو (فعل) به کار رفته است.