دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۷

مولوی
پران باشی چو در صف یارانی پری باشی سقط چو بی ایشانی
تا پرانی تو حاکمی بر سر آن چون پر گشتی ز باد سرگردانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر اهمیت همراهی با رهروان حقیقت و لزوم پویایی در مسیر کمال تأکید دارد. شاعر بیان می‌دارد که انسان در سایه‌ی جمعِ هم‌دلان و پویندگان طریق عشق، صاحب اراده و توان پرواز است؛ اما به محض جدایی از این مسیر و ایستایی، همچون پرِ افتاده‌ای می‌شود که بازیچه‌ی دست حوادث و بادهای هوس می‌گردد.

مضمون محوری این کلام، دعوت به حفظ پویایی و پیوستگی با حقیقت است تا انسان از سرگردانی و بی‌هویتی در امان بماند و سکانِ وجود خویش را در دست داشته باشد.

معنای روان

پران باشی چو در صف یارانی پری باشی سقط چو بی ایشانی

اگر در میان هم‌سفران و یاران راه حقیقت باشی، مانند پرنده‌ای در حال پرواز اوج می‌گیری؛ اما اگر از آن‌ها جدا شوی، همچون پَرِ بی‌ارزشی به زمین می‌افتی و از کار می‌افتی.

نکته ادبی: واژه «پران» صفت فاعلی به معنای در حال پرواز و دارای پویایی است. در مقابل، «سقط» در اینجا به معنای چیزی است که از ارزش افتاده و دور انداخته شده است.

تا پرانی تو حاکمی بر سر آن چون پر گشتی ز باد سرگردانی

تا زمانی که در حال تلاش و پویایی هستی، بر سرنوشت و نفس خویش مسلطی. اما وقتی مانند یک پَرِ رها شده بی‌اراده گشتی، بازیچه‌ی بادهای حوادث و هوس‌ها می‌شوی و سرگردان می‌مانی.

نکته ادبی: «باد» در اینجا استعاره‌ای از هوس‌ها یا پیشامدهای غیرقابل‌کنترل دنیوی است که فردِ بدون اراده و بی‌پناه را به هر سو می‌برد.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تقابل پران و پر

تقابل میان پرنده در حال پرواز (نماد پویایی) و پَر (نماد افتادگی و سکون) برای نشان دادن دو وضعیت تعالی و سقوط.

استعاره پر و باد

پَر نماد انسان بی‌اراده و باد نماد عوامل بیرونی و وسوسه‌هایی است که انسانِ منفعل را به هر سو می‌کشاند.