دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۶

مولوی
بد می کنی و نیک طمع می داری هم بد باشد سزای بدکرداری
با اینکه خداوند کریم و است و رحیم گندم ندهد بار چو جو می کاری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر حقیقت انکارناپذیر قانون کنش و واکنش تأکید می‌ورزند. شاعر با بیانی ساده و حکیمانه، تذکر می‌دهد که هر رفتاری، چه نیک و چه بد، پیامد متناسب با خود را به همراه دارد و نمی‌توان با انجام کارهای ناشایست، انتظار پاداش یا خیر داشت.

این سروده یادآور این نکته است که نظام هستی بر مدار نظم و نتیجه‌گرایی بنا شده است؛ حتی رحمت الهی نیز در تضاد با قوانین بنیادین طبیعت و نتایج رفتار آدمی نیست. بنابراین، آدمی باید نسبت به اعمال خود آگاه باشد، چرا که هر بذری که کاشته شود، همان میوه را در پی خواهد داشت.

معنای روان

بد می کنی و نیک طمع می داری هم بد باشد سزای بدکرداری

تو کارهای زشت انجام می‌دهی ولی انتظار داری نتیجه‌اش نیکی باشد؟ این انتظاری بیهوده است؛ چرا که پاداش کار بد، چیزی جز بد دیدن نیست.

نکته ادبی: واژه طمع در اینجا به معنای امیدواریِ بیهوده به کار رفته و سزا به معنای مکافات و نتیجه‌یِ قهریِ عمل است.

با اینکه خداوند کریم و است و رحیم گندم ندهد بار چو جو می کاری

اگرچه خداوند بخشنده و مهربان است، اما قوانین طبیعت چنان است که اگر بذر جو بکاری، نمی‌توانی انتظار داشته باشی که محصول گندم برداشت کنی؛ یعنی نتیجه هر عمل، متناسب با جنسِ همان عمل است.

نکته ادبی: شاعر برای تبیین نسبت رحمت الهی با نظامِ علّی‌ومعلولی جهان، از تمثیل استفاده کرده تا نشان دهد رحمت خدا مانع از نتیجه‌ی طبیعیِ افعالِ آدمی نیست.

آرایه‌های ادبی

تمثیل گندم ندهد بار چو جو می کاری

استفاده از یک تجربه عینی کشاورزی برای اثبات یک قانون کلی اخلاقی و فلسفی.

تضاد (طباق) بد / نیک و گندم / جو

به کارگیری واژگان متضاد برای برجسته‌سازی تفاوت پیامدِ رفتارها و نفیِ انتظارِ بی‌جایِ فرد.