دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۹۰

مولوی
گر آب دهی نهال خود کاشته ای ور پست کنی مرا تو برداشته ای
خاکی بودم به زیر پاهای خسان همچون فلکم مها تو افراشته ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، بیانگر تسلیم محض و خضوع کامل عاشق در برابر اراده و تدبیر معشوق است. شاعر با نگاهی عارفانه و عاشقانه، خود را نه موجودی مستقل، بلکه دست‌پرورده و آفریده‌ی نگاه معشوق می‌داند که تمامی سرنوشت و جایگاهش، از نیکی تا خوارشماری، به دست او رقم می‌خورد.

درونمایه دیگر این سخن، تحولِ وجودی عاشق است؛ شاعر از وضعیت پیشین خود که در نهایت حقارت و در زیر پای افراد پست سپری می‌شده، سخن می‌گوید و سپس با ستایش معشوق، به عروج و رفعتِ مقام خود اشاره می‌کند؛ این عروج نه حاصل تلاش شخصی، بلکه مرهون عنایت و پرتو افشانی محبوب است.

معنای روان

گر آب دهی نهال خود کاشته ای ور پست کنی مرا تو برداشته ای

اگر به این وجودِ من که خود آن را پرورده‌ای، توجه کنی و با آبِ لطف خود سیرابش سازی، در حقیقت به نهالی رسیدگی می‌کنی که خودت غرس کرده‌ای.

نکته ادبی: «نهال» استعاره از وجود عاشق است که توسط معشوق شکل گرفته و در حال رشد است.

خاکی بودم به زیر پاهای خسان همچون فلکم مها تو افراشته ای

و اگر مرا خوار و خفیف کنی، باز هم خودت بوده‌ای که مرا از مرتبه‌ای که داشتم جدا کرده و به این مقام رسانده‌ای؛ چرا که منِ بی‌ارزش، جز در سایه‌ی اراده‌ی تو معنا نمی‌شوم.

نکته ادبی: «برداشته‌ای» در اینجا به معنای برداشتن از زمین یا دست‌چیدن است که کنایه از تصرف کامل معشوق در هستی عاشق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره نهال

وجود و هستی عاشق به نهالی تشبیه شده که معشوق باغبان آن است.

تشبیه همچون فلکم

شاعر جایگاه رفیع و والای خود را به آسمان (فلک) تشبیه کرده است تا عمق تغییر وضعیتش را نشان دهد.

تضاد خاکی - فلک

تقابل میان پایین‌ترین نقطه (خاک) و بالاترین نقطه (فلک) برای نشان دادن قدرت معشوق در تغییر سرنوشت عاشق.